Menu

گنجینه : غزلیات

مَجنون این دیار

خَموشی و بادَه نوشی!

وَرایِ تو نیست

آدم و حَوّا

قَریب الموت

به خانَه باز گَرد

اَز فردا بِهتَریم

گِله گُذاری

حَرفَم هَمین است:

مرغِ دل خاموش