Menu

به خانَه باز گَرد

باز گَرد اِی نازَنینَم، خانه را آماده کردم
گَردَنِ سگ را به طوق آهنین قلادَه کردم

 

ارتفاع پله ها را کرده ام با هم مُساوی
سطح آنرا مستوی و پاک و صاف و ساده کَردَم

 

هرچه را در جای خود بنشانده ام با نظم کامل
برطرف، بیهوده چیزی بود اگر افتاده کردم

 

مُهر، تسبیح و کلام الله را بَهرِ عبادَت:
جملگی را جَمع و جور اندر سَرِ سَجّاده کَردم

 

از برایِ دَف زَدَن هم، گر دِلَت خواهد زمانی:
فکر تار و تُمبَک و تَنبور با کَبّاده کَردم

 

نیز، از بهرِ زمستان تا که از سَرما نَلَرزی:
جور و واجور از بَرای پیکَرَت لَبّاده کردم

 

تا نشینی با (جلالی) بَهرِ نوشیدن زِ ساغَر:
در دو تا پیمانه هَم ماءالشَّعیر و بادَه کردَم

 

مستوی: برابر و هموار (دهخدا)

کباده: نام وسیله ای است در ورزش باستانی

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *