Menu

آدم و حَوّا

مِیل و مُحبَّت میانِ آدم و حَوّا:
کَرد زَمینشان مَکان و مسکَن و مأوا

 

زاد و وَلَد بین ایندو زوج پیاپی:
بود و جماعَت پَدید گَشت به دُنیا

 

کار جماعَت رَسَد نِهایَه به جائی:
میل سفرشان کَشَد به عالَمِ بالا

 

جانِبِ بَهرام و تیر و نیز به کیوان:
تا به سوی کهکشانِ شیری شَب ها

 

بار خدایا، چه می شُد اَر مَن مِسکین:
تا به اَبَد می شُدَم مُقیم در آنجا:

 

تا که کُنَم درک، سِرِّ خلقَت و زین پَس:
تا که کُنَم ذِکرِ حَمدِ ذاتِ تَعالا

 

خالقِ کونَ و مَکان کَجا و که باشَد؟
گوشِ (جلالی) بُوَد به زَنگ خدایا

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *