Menu

اَز فردا بِهتَریم

اِی که می پُرسی از، جایِ ما، این جائیم
حالِ ما پُرسی اگر، بهتر از فردائیم

 

دَستِ ما بر کَمَر از، درد و سَر دَر گردِش
پُشت خَم، چشم به زیر، هَست و پا بَرجائیم

 

بَر دَرِ خانَه خویش، دَست در طوقِ عَصا:
در اَیاب و به ذَهاب، خَلق را می پائیم

 

تا شماتَت نَکُنی، مردِ بی کاری را:
ما به دیدارِ عُموم، شاغِل و کارائیم

 

با خیالات رَویم، سویِ بالا تا عَرش
سوی پائین تا فَرش، در پِی اَش می آئیم

 

هیچ سودا نَکُنیم، حال با خوشحالان
چه توان کَرد که ما، غَرقِ در سودائیم

 

حالِ ما پُرسی اگر، از (جلالی) گویَد:
شور در سر داریم، والَه و شیدائیم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *