Menu

برچسب : شب یلدا

شب یلدا مبارک

  بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید صحبت حکام ظلمت شـب یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید بر در ارباب بی‌مروت دنیا چند نشینی که خواجه کی به درآید ترک گدایی مکن که گنج بیابی از نظر ره روی که در گذر آید صالح و طالح متاع خویش نمودند تا که قبول افتد و که در نظر آید بلبل […]

شب یلدا در انجمن ادبی حافظ

ای شب یلدا ز بَرِ دوشِ تو سِحرِ سَحَر زیرِ بناگوشِ تو   عهدِ تو و من ز چه رفتت ز یاد یادِ من و توست فراموش تو   دستم از آن بَر، شده کوتاه و آه دستِ دگر رفته در آغوشِ تو   می زنم این دست ز خونسردیت بر سر و بر سینه ام از جوشِ تو   خاطره ها را ز چه بُردی ز یاد داد از این خاطر مغشوشِ تو   دیده ببیند، نه تو را، […]

سِحرِ سَحر

سجده دوباره

شب یلدا