رندی و ریاکاری، در عالم مستی نیست
خوشتر ز خوشیهایش در عالم هستی نیست
در میکده، صدر و ذیل هرگز نبود جائی
در مجمع می خواران بالائی و پستی نیست
گر می شکند گاهی پیمانه و جام می
از فرط به هم خوردن، بستی و شکستی نیست
در میکده ها هرگز ننشسته و ننشینم
هر چند که از کثرت یک جای نشستن نیست
پاکوبی و ضرب دست در بین جوان و پیر
رسم است ولی، آرام پائی نه و دستی نیست
با سر زدن خورشید، هنگام شفق، مستان
خیزند ز جا اما خیزی نه و جستی نیست
افسوس به روی ما در بسته (جلالی) حال
امید که بینم باز بندی نه و بستی نیست
یزد ـ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱
