Menu

نگار حافظ خوان

نگارم با وِقار و بی قرار است
کتاب حافظش محبوب و یار است

 

مُداماً حافظش در دست و خواناست:
اَلا یا ایها الساقیش کار است

 

لذا این بنده مسکین نباشم:
مشاعر با نکار و کار زار است

 

اگر میلم کشد باشم کنارش:
گریزانست و در کار فرار است

 

مَرا باشد ز خجلت در گلو بُغض
گلویم زین تَغابُن در فشار است

 

ضعیف و ناتوانم، راست گویم:
که این حالت ز چرخ کَجمدار است

 

نگار شعر حافظ خوان (جلالی)
تو را از نعمت پروردگار است

 

یزد ـ ۹۹/۹/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *