…
نگارم با وِقار و بی قرار است
کتاب حافظش محبوب و یار است
مُداماً حافظش در دست و خواناست:
اَلا یا ایها الساقیش کار است
لذا این بنده مسکین نباشم:
مشاعر با نکار و کار زار است
اگر میلم کشد باشم کنارش:
گریزانست و در کار فرار است
مَرا باشد ز خجلت در گلو بُغض
گلویم زین تَغابُن در فشار است
ضعیف و ناتوانم، راست گویم:
که این حالت ز چرخ کَجمدار است
نگار شعر حافظ خوان (جلالی)
تو را از نعمت پروردگار است
یزد ـ ۹۹/۹/۲۱