Menu

پیشگفتار

پیشگفتار3

مطالعه دواوین شعرای متقدّم در ایّام جوانی و بهره گیری و تقلید از شیوه ی گفته های آن ها برای این ناتوان کاری بود که به دستور معلّم و مربّی فقیدم مرحوم حسین آموزگار به صورت تفنُّن و در ساعات فراغت از مشغله ی روزانه انجام می گرفت.
آن شادروان می گفت: یک مبتدی بایستی بداند که چگونه دست به دیوار استوار بُرج و باروی ادب کهن فارسی گرفته از جای برخیزد، تا آن که روزی بر گام های خود استوار و قائم به ذات گردد.
از میان همه دواوین، مطالعه دیوان مولانا جلال الدّین محمّد بلخی برای من کاری بس شاقّ و دشوار بود، بی مایگی و دور بودن از عالم عرفان و نداشتن استادی رهنما مانع درک معانی بُلند برخی از اشعار مولانا می شد، تا این که روزی دست به دامان مرحوم غلامرضا مُرشِد شدم که مردی عارف و بی ادّعا و رئیس انجمن ادبی یزد بود، در نتیجه مشورت با آن شادروان و با مُرور یک دوره تفسیر قرآن کریم و پاره ای از متون ادبیّات پیشنهادی و استماع نکاتی که آن مرحوم به صورت موجز از سیر تطوّر و تحوّل عرفان و تصوّف به عنوان مسیر تفکّر عرفا گوشزد می فرمود، موفّق شدم تا مانند یک مبتدی از دیوان کبیر مولانا برداشتی هر چند قلیل و محصور به میزان درک خود پیدا کنم. امّا هنوز چون شناگری مبتدی در دریای بی کران روح بزرگ مولانا حیران و سرگردان بودم که به گرداب پُر تلاطم دیگری یعنی شخصیّت شمس تبریزی گرفتار آمدم.
سال ها این سؤال در پیش چشم های حیرت زده ی من خودنمایی می کرد که این شمس آسمان عرفان چه کسی بود که توانست در اندک مدّتی و با چند مصاحبه، فقیهی بزرگ و متشرّعی مشهور را چنین متحوّل سازد؟
این چه معجزه گر یا ساحری بود و به چه اسرار و حقایقی آگاهی داشت که با ارائه آن مولانا جلال الدّین را چنین مجاب و به دنبال آن آتش به جان کرد؟
گرفتاری های روزانه و مشغله، مانع تلمّذ و پی گیری و تحقیق و مطالعه بود تا آن که روزی نسخه هایی از کتاب مقالات شمس تبریزی به تصحیح احمد خوشنویس و از انتشارات مطبوعاتی عطائی در خرداد ۱۳۴۹ به دستم رسید و با اشتیاق تمام به مطالعه آن پرداختم و این تنها مجموعه یی از سخنان شمس است که منحصراً به دست ما رسیده و در میان سال های ۶۴۲-۶۴۵ هجری قمری توسّط مریدان و کاتبان او جمع آوری شده است.
نکته یی که در مرحله نخست دستگیر خواننده این کتاب می شود این است که این سلسله گفتارهایِ درهم و برهم حاصل یادداشت برداری های مریدانی است که در هنگام استماع موعظه و مجلس گویی ها و سخنرانی های شمس حضور داشته و به صورت تندنویسی جمع و ضبط کرده اند. امّا آشفتگی و انقطاع و گسیختگی که در مطالب به چشم می خورد و چنین می نمایاند که ناقلین کلام توجّه به ضبط دقیق موضوع – از مقدّمه تا محور کلام و نتیجه گیری نداشته و به جای آن که کلیّه گفته های ناطق را نقل کنند تنها به ذکر لُبّ مطالب پرداخته در نتیجه خواننده دچار گیجی و سردرگمی فراوان می شود.
بنابر عقیده ی استاد فروزانفر: اشخاص متعدّدی از سخنان شمس نسخه برداری می کرده اند و مقامی که این نسخه های متعدّد را جمع آوری و مدوّن ساخته است فاقد دقّت و صلاحیّت کافی بوده است. مطالعه تکراری و قریب المضمون در آن فراوان به چشم می خورد. هم چنین از پس و پیش شدن اوراق و افتادگی نیز بی نصیب نیست.
اجمالاً با بضاعت ناچیز خود مدّتی به مطالعه این کتاب مشغول و در مجموع چیزی که بتواند روح تشنه و عجول مرا سیراب کند دستگیر نشد و این همه تقصیر از عدم استعداد و شتاب زدگی این ناتوان بود. ناچار کتاب را به کناری نهاده از خیر مطالعه آن درگذشتم.
قضا را توسط همان موسسه مطبوعاتی عطائی کتاب دیگری به نام: خطّ سوّم اثر دکر ناصر الدّین صاحب الزّمانی درباره شخصیّت، سخنان و اندیشه های شمس تبریزی منتشر شد و با مطالعه این کتاب تشنگی روح و جان من فرو نشست و دانستم که نویسنده دانشمند و چیره دست و محقّقی چون دکتر صاحب الزّمانی قادر است که مفاد پیچیده و درهم و برهم کتاب مقالات را با حوصله تجزیه و تحلیل و معانی لطیف و دقیق آن را کما هوحقّه دریافته و در یک تقسیم بندی اصولی بگنجاند.
با مطالعه کتاب خطّ سوّم بار دیگر به مقالات شمس تبریزی روی آوردم و این بار مطالب بیشتری را دریافتم. تأثیر کتاب خطّ سوّم در من به حدّی بود که تصمیم گرفتم چکیده های گفته های شمس را همان طور که نویسنده کتاب برگزیده و دسته بندی کرده است به نظم درآورم، و در این باره با ایشان قرار ملاقاتی گذاشته شد و در قبال چهار ساعت مذاکره و استفاده کامل از محضر و نظریات ایشان بود که مبادرت به برگردانی سخنان برگزیده شمس در کتاب خطّ سوّم گردید تا رعایت اصل ( الفضل للمتقدّم ) شده باشد.
لازم به توضیح است که برای این ناتوان بسیار سهل تر بود که رأساً از کتاب مقالات شمس گزیده گفته های آن عارف بزرگ را استخراج و به شعر برگرداند و از گرفتاری برگردانیدن قطعات قصّه مانند و پیچیده انتخابی ایشان که به عنوان شاهد کلام و برای منظور خاصّ موضوع کتاب خود انتخاب نموده بودند خلاص شوم لیکن به دلیلی که عرض شد در انتخاب کلمات قصار به آقای دکتر صاحب الزّمانی اقتدا به عمل آمد.
مطلقا مرا در عالم عرفان و تصوّف و درک عوالم ماوراء الطّبیعه و رجحان روش کشف و شهود در برابر دانش کشفی و ادراک علوم حسّی و عقلی ادّعایی نیست امّا تا آن جا که مطالعه و معلومات ناقص این ناتوان حکم می کند تا به امروز کمتر موّحدی به بزرگی و عظمت شمس تبریزی در عالم عرفان ظهور کرده است این دفتر برای آنان که مایلند از شمس تبریزی چیزی بدانند لااقل این فایده را دارد که از مراجعه و صرف وقت آن ها در بررسی و تطبیق نوشته های موجود معاف و به صحیح ترین چکیده شرح حال و گفتار این مرد بزرگ هدایت خواهد کرد.
در پایان لازم است به منظور بهتر خواندن قطعات نثر برگزیده از سخنان شمس به علاماتی که در ویراستاری آن قطعات توسّط آقای دکتر صاحب الزّمانی آمده است اشاره شود:
۱-هر جا به منظور روانی و درک سریع موضوع حذفی به عمل آمده با سه نقطه … مشخص گردیده است.
۲-هر جا کلمه ای در داخل پرانتز () آمده است بایستی آن را به صورت: یعنی () جزء سخنان خواند و کلمه داخل پرانتز مبیّن معنای روشن تر و در واقع تفسیر مطلب خواهد بود.
۳-هر جا کلمه یی در داخل [] آمده است به منظور جایگزینی کلماتی است که شمس در حالت قصارگویی از سخنان خود حذف و به کلمات خود حالت موجر نبخشیده است. در واقع این کلمه بر اصل مطلب افزوده شده تا معنای عبارت به صورت روشن و واضح تر درآید.
۴-در زیر هر سخن مأخذ آن در پرانتز آمده است.

«دکتر عبدالحسین جلالیان»

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *