Menu

غزل شماره ۴۱

41

۱- شرحِ حالِ تو گفتنم هوس است
دُرِّ وَصفِ تو سُفتَنَم هوس است
۲- گِلَه ات را شنیدم از دِگران
از زبانت شِنُفتَنَم هوس است
۳- بهر رفعِ کدورتت آنگاه
قصّهِ خویش گفتنم هوس است
۴- درد و رنجِ مرا اگر پُرسی
همه در دِل نِهُفتَنَم هوس است
۵- از دِل سنگ و سخت و تیرهِ تو
گَردِ تردید رُفتَنَم هوس است
۶- بی تو بیدار مانده ام شب ها
یک شبی با تو خُفتَنَم هوس است
۷- خارِ راهت اگر «جلالی» بود
حال، چون گُل شِکُفتنم هوس است
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *