Menu

غزل شماره ۵۶

56

۱- رواقِ میکده هر چند جایِ امن و نکوست
به سانِ زلفِ تو، پُر مُشتَری و تو بر توست
۲- حیاتِ پُر گُلِ میخانه با نشاط بود
بیا که وعده ی ما صبحِ زود بر لب جوست
۳- چه علّتی ست که شامم سیاه و دل گیر است
چه حکمتی ست که روزم سیه چو آن گیسوست
۴- جهنّم است بهشت ار قرین بُوَد دشمن
بُوَد بهشتِ برین، هر کجا که باشد دوست
۵- برای آن که درآیم ز زیرِ بار گناه
به پای خُم شده خَم، شانه زیر بار سبوست
۶- پیاله پر کن و بگذار بر لبانم و باز
اگر که دادِ عَطَش زد نگو که بیهده گوست
۷- زدیم بوسه به پیمانه و برای زدن
به آن دو لعل، نظر بر اشارتِ ابروست
۸- ز فرطِ مستی چشمم رود سیاهی و حال
ز چیست چهره ساقی به زیرِ خرمنِ موست!
۹- مرا به دوش، ز میخانه دوش می بردند
به پاسخی که «جلالی» کجاست گفتند اوست
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *