Menu

غزل شماره ۸۰

80

۱- از قفس گر جَست و مرغِ دلگشایی رفت رفت
یا اگر آرام جانی از سرایی رفت رفت
۲- با عزیزان گرم و گیرا باش زیرا همدمی
گر ز دَم سردی و حرف ناروایی رفت رفت
۳- سعی کن تا نشکند در بینتان چوبِ ادب
ورنه گر از عینِ عین، آب حیاتی رفت رفت
۴- با دو گوشت ناسزا خواهی شنیدن پس مگو
از زبانم گر به خلقی ناسزایی رفت رفت
۵- همچو نانِ قرضی آن را باز پس می آورند
تا نپنداری به مردم گر جفایی رفت رفت
۶- ایمن از تیرِ بلا گردی به پوزش ای بسا
از بَرِ گوشِ تو گر تیر بلایی رفت رفت
۷- خوبِ من بپذیر پوزش از «جلالی» ، بازگرد
بین ما از رویِ سَهو اَر ماجرایی رفت رفت
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *