Menu

غزل شماره ۹۲

92

۱- به صلح و آشتی اندیشه کن نه جنگ و سلاح
که صلح خیر و صلاح است و نیست جنگ صلاح
۲- رهِ نزاع به کویِ سعادتت نبرد
مخالف است و مُباین رهِ نزاع و فلاح
۳- به شکر آن که برآورده ای تو روز و شبی
سپاس گوی خدا را به هر مَسا و صباح
۴- سپاس و شکر خدا و رضای خلق بود
کلید گنج سعادت، بهشت را مِفتاح
۵- دَرِ بهشت توانی گشود، پس بگشای
به روی خویش و به جرأت بگو هُوَ الفَتّاح
۶- نسیم صبح سعادت وَزَد به آنکه مدام
سحر شود متوسّل به فالِقِ الاَصباح
۷- به صبر کوش که ساعات نَحسِ شامِ شکست
شود به سعد مبدّل به روزِ استفتاح
۸- به پنج چیز «جلالی» مدام دل بسته ست
نوای تار و نی و یار و شعر و ساغرِ راح
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *