| ۱- | ببین هلال محرم بخواه ساغر راح |
| که ماه امن و امانست و سال صُلح و صلاح | |
| ۲- | نزاع بر سر دنیای دون گدا نکند |
| به پادشه بنه ای نور دیده کوی فلاح | |
| ۳- | عزیز دار زمانِ وصال را کاندم |
| مقابل شب قدر است و روزِ استفتاح | |
| ۴- | بیار باده که روزش به خیر خواهد بود |
| هر آنکه جام صبوحی نهد چراغ صبا | |
| ۵- | کدام طاعت شایسته آید از من مست |
| که بانگ شام ندانم ز فالق الاصباح | |
| ۶- | دلا تو غافلی از کار خویش و می ترسم |
| که کس درَت نگشاید چو گم کنی مفتاح | |
| ۷- | به بوی وصل چو حافظ شبی به روز آور |
| که بشکفد گل بختت ز جانب فتّاح | |
| ۸- | زمان شاه شجاع است و دور حکمت و شرع |
| به راحت دل و جان کوش در صباح و رواح | |
معاني لغات غزل (۹۲)
راح: باده، شادماني و در اينجا به معني باده و شراب است.
فلاح: رستگاري، فوز، نجات، ظفر يافتن به مراد.
نزاع: دعوا، مجادله.
استفتاح: فتح، نصرت خواستن، فيروزي جستن، گشايش طلبيدن.
صبوحي: باده نوشيدن به هنگام صبح را صبوحي گويند و صبوحي يعني جام منسوب به صبوح.
چراغ صباح: چراغ صبح: آفتاب، صبح.
فالق: شكاف كوه، برون آرنده، شكافنده، آفريننده.
فالقالاصباح: روشنايي كه اول صبح صادق پيدا ميشود، شكافنده صبح، كنايه از خدا.
مفتاح: كليد.
به بوي: در آرزوي، به اميد.
فتاح: گشاينده، نامي از نامهاي خداي تعالي.
صباح: بامداد، سپيدهدم.
رواح: آمد و رفت در شب و كاركردن درشب، سيركردن در شبانگاه.
حكمت: فراگرفتن حلال و حرام، علمي كه در آن از حقايق اشياء بحث ميشود، معرفت.
معاني ابيات غزل (۹۲)
(۱) به هلال ماه محرم بنگر و ساغر باده طلب كن چرا كه اين ماهي است امن كه در آن جنگ و ستيز حرام و اول ساقي آشتي و صفاست.
(۲) گدا براي خاطر دنياي پست جنگ و جدال راه نمياندازد اي نور چشم من پيروزي و ظفر را به پادشاه واگذار.
(۳) قدر زمان وصال را بدان كه به مانند يك لحظهيي در برابر شب قدر و روز پيروزي كوتاه است.
(۴) باده پيشآر كه هركس جام باده بامدادي را چون آفتاب، چراغ راه صبح كند روزش به خير و خوشي خواهد گذشت.
(۵) كدام طاعت و عبادت شايسته و درخور، ازمن مست برميآيد كه اذان شام را از اذان صبح فرق نميگذارم.
(۶) اي دل، تو از كار و رفتار خويش غافلي و از آن ميترسم كه كليد راه قرب به جانان را گم كني و كسي در به رويت نگشايد.
(۷) مانند حافظ شبي را (با صدق نيت) در آرزوي وصل به روز آر تا از جانب خداي گشاينده درها، گل بختت بشكفد.
(۸) دور، دور شاه شجاع و زمان حكمت و معرفت به فرامين شرع است. از صبح تا شام برای راحتي دل و جان كوشا باش.
شرح ابيات غزل (۹۲)
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: مجتث مثمن مخبون مقصور
بنا به توضيحات سودي اين غزل در زمان شاهشجاع و پس از مصالحه او با شاه لار توسط حافظ سروده شده است. احتمال ديگراينكه، اين غزلدر ماه محرم ۷۶۹ هجري پس از مراجعت شاهشجاع از اصفهان و صلح با برادر سروده شده است و اين به حقيقت نزديكتر است. حافظ دربيت هفتم در آرزوي شكفتن گل بخت خود و در فضاي خوشبيني سير ميكند و بيت مقطع نيز به نام شاهشجاع و اشاره يي است به دور حكمت وشرع يعني حكمت سلطنت چنين اقتضا ميكند كه به امور شرعي و مباني شريعت توجه و اعتناي بيشتري از اين به بعد عمل آيد و اين همان تغيير رويهيي است كه مآلاً به ضرر حافظ تمام شده و به تبعيد او منجر ميشود.
