| ۱- |
آن که با جَبر تو را همسر بدآئین داد |
|
تشنه بودی و تو را شربت زهرآگین داد |
|
|
| ۲- |
سرِ او بر سرِ سرنیزه مناسب تر بود |
|
آن که سر را به کنارِ تو به یک بالین داد |
|
|
| ۳- |
من از آن روز به نامردمیش پی بردم |
|
که اِبا کرده و تخفیف در آن کابین داد |
|
|
| ۴- |
بی نصیبی نگر ای خسروِ خوبان که تو را |
|
باغبانت به شغال این عنب شیرین داد |
|
|
| ۵- |
دارم امید خدا نگذرد از تقصیرش |
|
هر که تن باز بر این قاعده دیرین داد |
|
|
| ۶- |
سرد و تاریک به شب های زمستان ماتم |
|
در زمانی که صبا مژده فروردین داد |
|
|
| ۷- |
دور شادی و نشاط تو «جلالی» طی شد |
|
این چه غم بود که دوران به من مسکین داد |
|
 |