Menu

غزل شماره ۱۰۶

106

۱- آن که با جَبر تو را همسر بدآئین داد
تشنه بودی و تو را شربت زهرآگین داد
۲- سرِ او بر سرِ سرنیزه مناسب تر بود
آن که سر را به کنارِ تو به یک بالین داد
۳- من از آن روز به نامردمیش پی بردم
که اِبا کرده و تخفیف در آن کابین داد
۴- بی نصیبی نگر ای خسروِ خوبان که تو را
باغبانت به شغال این عنب شیرین داد
۵- دارم امید خدا نگذرد از تقصیرش
هر که تن باز بر این قاعده دیرین داد
۶- سرد و تاریک به شب های زمستان ماتم
در زمانی که صبا مژده فروردین داد
۷- دور شادی و نشاط تو «جلالی» طی شد
این چه غم بود که دوران به من مسکین داد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *