| ۱- |
کجا رفت آن جوانی، تا جوانی را کنار آرد |
|
چه شد ساقی که بهرِ ما شرابی خوشگوار آرد |
|
|
| ۲- |
همین لیل و نهار از من جوانی را ربود آخر |
|
شود آیا جوانی را پس این لیل و نهار آرد |
|
|
| ۳- |
خیانت در امانت بین، گذشت روزگار از ما |
|
لب خندان بگیرد، دیدگانِ اشکبار آرد |
|
|
| ۴- |
شب و روزی دگر آیا بود تا بلکه بتواند |
|
بلایی بر سر این روزگار نابکار آرد |
|
|
| ۵- |
به حکمِ جَبر شد هر چند سَلبِ اختیار از ما |
|
اگر امکان سلب جبر باشد، اختیار آرد |
|
|
| ۶- |
به من تفویض کن ای چرخ، باری اختیارم را |
|
مشو راضی بر این ماضی جوان، پیری فشار آرد |
|
|
| ۷- |
گر این می شد، «جلالی» باز با آن دلبر و ساقی |
|
همانند جوانی رو سوی گشت و گذر آرد |
|
 |