Menu

غزل شماره ۱۵۰

150

۱- چرا پیام به گوشِ نگارِ ما نرسد
چرا پیام رسانی ز یار ما نرسد
۲- چرا برفت از این شهر و این دیار و دگر
از او پیام به شهر و دیار ما نرسد
۳- به رهگذار رسد دستِ حاجتِ سائل
به حیرتم که چرا رهگذار ما نرسد
۴- برفت و هیچ نگه زیر پا نکرد و دگر
به پای سُمّ سمندش، غبار ما نرسد
۵- اگر امید بود در قبال نومیدی
چرا بر این دل نومیدوار ما نرسد
۶- چنان بود دل پُر درد، پُر، در این ایّام
که کس به دردِ دلِ داغدارِ ما نرسد
۷- هزار وعده وفا شد، هزار دورِ فراق
به سر رسید و به سر انتظارِ ما نرسد
۸- به یمنِ صبر، اگر دل قرار می گیرد
گذارِ آن به دلِ بی قرار ما نرسد
۹- «جلالی» از سر ما پا کشید اگر پایی
پس از وفات به خاکِ مزارِ ما نرسد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *