Menu

غزل شماره ۱۵۹

159

۱- در این ایّام اشک عاشقان گلگون نخواهد شد
نه گلگون بلکه اشک از دیدگان بیرون نخواهد شد
۲- گذشت آن دوره تر سالی و ایام بارانی
دگر اشکی نگردد جاری و جیحون نخواهد شد
۳- سری از سرگرانی ها نخواهد گشت سودایی
دلی از دوری معشوق طشت خون نخواهد شد
۴- بود فرق این که، دیگر تیشه چون فرهاد بر فَرقی
نخواهد خورد و دیگر عاشقی مجنون نخواهد شد
۵- دگر رنگ رُخِ عاشق نگردد زرد و ننشیند
کنار کوچه و آهش سوی گردون نخواهد شد
۶- گذشت آن دور و ایامی که می شد نرم دل هایی
به آه و ناله و جز با دِرَم اکنون نخواهد شد
۷- «جلالی» عاشق و معشوق پیدا می شود امّا
دگر کردار یا رفتارشان مضمون نخواهد شد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *