| ۱- |
نگهش جانب او بود و دلش با ما بود |
|
این ز رخسار برافروخته اش پیدا بود |
|
|
| ۲- |
دست در دست کسی داشت که در حصنش بود |
|
پا به پای وی و در حالت استغنا بود |
|
|
| ۳- |
آن زمانی که مَنَش عاشق شیدا بودم |
|
میهماندار خوش اندام هواپیما بود |
|
|
| ۴- |
صبح تهران و سر ظهر اروپا و غروب |
|
احتمالاً به سفر در ره آمریکا بود |
|
|
| ۵- |
دختری شوخ و دل آرا و خوش اندام و لوند |
|
وصف او مختصراً عرض کنم زیبا بود |
|
|
| ۶- |
مدتی بود که هر هفته دو شب خوش بودیم |
|
مایه ی خوش دلی از اول شب مینا بود |
|
|
| ۷- |
آخرالامر بشد آن چه نبایست و برفت |
|
شرح آن را ندهم چون تُف سر بالا بود |
|
|
| ۸- |
پس از آن تاجر دلداده ای و عقد و نکاح |
|
کودکی یک دو سه هم حاصل این سودا بود |
|
|
| ۹- |
امشبش باز «جلالی» سر شب دیدم و او |
|
گر چه با همسر خود بود ولی تنها بود |
|
 |