Menu

غزل شماره ۲۲۳

223

۱- حرفی که بی دلیل است گر از دهن برآید
آه از نهاد دانا، از انجمن برآید
۲- خاموش باش هرگاه اهل سخن نباشی
زیرا ادای مطلب ز اهل سخن برآید
۳- تحریر صوت بلبل مقبول خاصّ و عام است
نی آن صدا که از زاغ یا از زَغَن برآید
۴- هر سرزمین ندارد لعل و عقیق و یاقوت
فیروزه از نشابور، دُرّ از عدن برآید
۵- مشک خطا و تاتار، محصول ناف سگ نیست
از آهوی خطا و خاک خُتن برآید
۶- گر بگذرد ز خاکم روزی سخن شناسی
تا دامنش بگیرم دست از کفن برآید
۷- حرف به دل نشینت، آنگه «جلالی» از دل
آید برون که با آن جان از بدن برآید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *