Menu

غزل شماره ۲۲۴

224

۱- به باغ و راغ، گر از خاک تیره لاله برآید
به خیر مقدم آن زلف و آن کلاله برآید
۲- به بامداد، کنار چمن به صرف صبوحی
نشین که پرتو خورشید از پیاله برآید
۳- کمال بهره ز الحان گرم دلکش و مطرب
به دستیاری جام و می دو ساله برآید
۴- مرو، مخوان، که پشیمان شوی ز رفتن و خواندن
که بی عقیدتی از مَدرس و رساله برآید
۵- مخور مواجب مکروه وقف را و حذر کن
چرا که هر چه فساد است زین حواله برآید
۶- قباله کهنه اوهام را مباش مُبلّغ
که هر چه فسق و فساد است زین قباله برآید
۷- فغان که دیر زمانی بوَد ز نای «جلالی»
ز دست مردم دون دو رنگ ناله برآید
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *