Menu

پلته چراغ



دلوم امشو، تو می ریزه هی و هُرهُر مکنه

از زور باد زیر و رو مِشَدُ غُرغُر مُکُنَه

 

کار دل کِر کِرَدُ، زِرُزِرَدُ، بَونه گیری

کُرکُری موخونه کَوکِ (۱) دل و کُرکُر مکنه

 

شاش خالی، دَمُ سات(۲)، تو مُتَوَرزام(۳)، مِکَشه

عینهو شَرشَرِ بارون، صدا شُرشُر مکنه

 

هم اطاقیم که کره ، خَسَّه و مونده خوابیده

نمفهمه صدا شُرشُر، داره خور خور مکنه

 

گمب و گمب اومد و رفتم بیبینم در مزنن؟

بچه همسایه دیدم، توپِشا تُرتُر مکنه

 

آواجیش، اَوتَرک، زُل زده با قیچی و جُل

می چینه پارچهِ سرقیچی و بُربُر مکنه

 

بالا رفته دوباره پِلتَه (۴) چراغِ زیر دیک

نکنه سر ره «جلالی» داره گُرگُر مکنه

 

۱-کَوک: کبک

۲- دُم سات: دم و ساعت = هر لحظه

۳-مُتَوَرزا: متوضّی=مستراح

۴-پِلتَه: فتیله

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *