Menu

غزل شماره ۶۴

63

۱- بنال بلبل اگر با مَنَت سَر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
۲- در آن زمین که نسیمی وزد ز طرّه دوست
چه جای دَم زدنِ نافه‌های تاتاریست
۳- بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق
که مستِ جام غروریم و نام هشیاریست
۴- خیال زلفِ تو پختن نه کار خامان است
که زیر سلسله رفتن طریق عیّاریست
۵- لطیفه‌ یی است نهانی که عشق از آن خیزد
که نام آن نه لب لعل و خطّ زنگاریست
۶- جمالِ شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست
۷- مجرّدان طریقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آنکس که از هنر عاریست
۸- بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست
۹- سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
۱۰- دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست

 

معاني لغات غزل (۶۴)

 

 مَنَت: تو را بامن.

سَرِياري: خيال كمك و همراهي، قصد همدلي، انديشه دوستي.

زار: ناتوان، ضعيف.

طره: مويي كه از ناحيه بالاي پيشاني تا بالاي ابرو در پيشاني فرو ريخته و در بالاي ابرو به خط افقي بچينند.

نافه: كيسه‌يي در زير شكم آهوي سرزمين ختا و ختن حاوي مواد مترشحه خون كه در اثر تغييراتي، معطر و به نام مشك موسوم مي‌شود.

دم زدن: تنفس كردن، لاف زدن، سخن گفتن، اظهار وجود كردن.

نافه تاتاري: مشك تاتاري، مشكي كه از تاتارستان مي‌آورند.

جامه زرق: جامه ريا و نيرنگ.

جام غرور: باده خودخواهي.

خيال روي تو: تصوير صورت تو در عالم خيال.

پختن: در اينجا به معني مجسم كردن و تصور كردن.

خيال زلف تو پختن: تصوير زلف و موي تو را در عالم خيال در پيش چشم مجسم كردن.

سلسله: زنجير، بند، كنايه از زلف يار.

زير سلسله رفتن: پاي در زنجير و بند و كُند در زندان نهادن.

عياري: در لغت به معناي مكاري و تردستي و حيله بازي است و عياري شيوه‌يي از تربيت طبقه‌يي از اجتماع از قرن دوم به بعد بوده به صفات جوانمردي و امانتداري و چالاكي متّصف و عيّاران‌ دار و دسته‌يي بودند كه با ضعفا مدارا و با اقويا سرستيز داشته و در زبان شعر حافظ به معناي زيركي و راهزني است.

لطيفه: انديشه ظريفي كه در ذهن ايجاد و زبان و بيان از شرح آن قاصر باشد، نكته ظريف و جاذبه دارِ يدرَك و لا يوصِف، گفتار نرم و دلپسند و به غايت نيكو و نغز.

خط: موهاي تازه روئيده برچهره.

زنگاري: سبزرنگ، به رنگ مس زنگ زده.

خط زنگاري: موهاي نرم زنگاري رنگ چهره.

جمال: چهره زيبا

مجردان: بريدگان از علائق مادي، تنهايان و يگانان، منفرد، صاحبان انقطاع از تعلقات مادي، فارغان از عائله و همسر.

طريقت: راه، روش، مسلك، مذهب، دومين منزل از منازل سه گانه سلوك: شريعت- طريقت- حقيقت، راه دل به سوي خدا.

مجردان طريقت: اهل‌الله، دست از تعلقات دنيا شسته و در راه خدا گام نهادگان.

نيم جو: نصف دانه جو، كنايه از بي‌ارزش بودن و كمترين مبلغ.

عروج: برآمدن، بالا رفتن.

مراتب: جمع مرتبه، درجه و مقام.

كم‌آزاري: (ضرورت شعر) بي‌آزاري.

 

معاني ابيات غزل (۶۴)

 

(۱) اي بلبل، اگر با من سر ياري و خيال همراهي داري بنال، چرا كه كار ما عاشقان دل از دست داده و ناتوان ناله و زاري است.

(۲) آنجا كه عطر نسيمي كه از زلف يار گذشته فرا رسد ديگر جايي براي دم زدن و خودنمايي نافه تاتاري نيست.

(۳) شراب بياور تا جامه ريايي خود را با آن شسته و رنگين كنيم زيرا ما كه از باده غرور مستيم نام هشيار برخود نهاده دم از هشياري مي‌زنيم.

(۴) طمع و آرزوي دسترسي به زلف تو كار هر خام طمع ناپخته‌يي نيست زيرا پاي دربند و زنجير نهادن و خود را در حبس و بند گرفتار كردم كارعياران و دلداران زيرك است.

(۵) آنچه آتش عشق از آن روشن و شعله‌ور مي‌شود عامل لطيف نغز و ناپيدايي در معشوق است كه نامش لب لعل و رنگ و روي چهره و از اين قبيل نيست.

(۶) زيبايي تنها در چشم و زلف و چهره و خال صورت خلاصه نمي‌شود. هزاران نكته وعامل ديگر دراين كار دخالت دارد.

(۷)رهروان از دنيا بريده راه عرفان، به لباس ابريشمين بي‌هنران اعتنايي نداشته و براي آن پشيزي ارزش قائل نيستند.

(۸) به سختي مي‌توان به آستانه و درگاه تو راه يافت. بلي، صعود به سوي آسمان فضيلت و برتري كاري بس دشوار است.

(۹) سحرگاهان حالت اشارات چشم و ابروي تو را در خواب مي‌ديدم آفرين بر وقوع چنين خوابي كه بر بيداري برتري دارد.

(۱۰) حافظ دست از ناله و زاري بردار و دل محبوب را با آن ميازار كه رستگاري و نجات ابدي دربي‌آزاري است.

 

شرح ابيات غزل (۶۴)

 

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع‌لان

بحر غزل: مجتث مثمن مخبون اصلم مُسبغ

 

خواجو‌كرماني:

ترا كه طرّه‌ مشكين وخط‌ّ زنگاري است

چه غم زچهره زرد وسرشك گلناري است

 

عماد فقيه:

اميد بليل بيدل زگل وفاداريست

ولي وفا نكند شاهدي كه بازاريست

 

ميركرماني:

زچشم‌مست‌تو دل‌رانصيب بيماريست

كه چشم مست تو در عين مردم آزاريست

 

حافظ اين غزل را به استقبال از غزل خواجو كرماني ساخته و پرداخته است. غزل خواجو در ۹ بيت و بسيار روان و داراي تشبيهات دلنشين است و حافظ در چند بيت در مقام مقابله با خواجو برآمده است:

۱- خواجو در مطلع غزل خود خويشتن را شيفته و دل از دست رفته به خاطر طره مشكين و خط زنگاري محبوب خود قلمداد مي‌كند و حافظ در مقام تعريض برآمده مي‌فرمايد:

لطيفه‌يي است نهاني كه عشق از او خيزد

كه نام آن نه لب لعل و خط زنگاري است

 

و بطوري كه مشاهده مي‌شود شاعر شيراز با ديدي وسيع‌تر به انگيزه عشق و مطلب و مضمون نگريسته است و در دو بيت بعد نيز در اين باره داد سخن داده مي‌فرمايد زيبايي در چشم و زلف و خال و رنگ چهره نيست و هزار نكته ديگر در كار است كه چشم تيزبين عاشقان عارف آن را مي‌بيند و في‌الجمله به يكي از آنها اشارت كرده مي‌فرمايد:

مجردان طريقت به نيم جو نخرند

قباي اطلس آن كس كه از هنر عاري است

حافظ در اين بيت كه به صورت ضرب‌المثل درآمده ديد خود را از قالب ظاهري جمال يار برگرفته و به ويژگيها و امتيازاتي متوجه مي‌كند كه سبب عمق و پايداري و دوام عشق مي‌باشد و يكي از آيه آنها را كه هنر است نام مي‌برد.

 

۲- خواجو مي‌فرمايد:

ندانم اين نفس روح‌بخش جان‌پرور

نسيم زلف تو يا بوي مشك تاتاري است

و حافظ در مقام اعتراض و پاسخ برآمده خطاب به خواجو مي‌فرمايد:

در آن زمين‌كه نسيمي‌وزد ز طرّه دوست

چه جاي دم زدن نافه‌هاي تاتاري است

و تشبيه خواجو را دون شأن زلف محبوب مي‌داند.

 

۳- خواجو در عظمت مقام و بي‌اعتنايي محبوب مي‌گويد:

به حضرتي‌كه شهان‌ را مجال‌گفتن نيست

چه جاي زاري سرگشتگان بازاري است

 

و حافظ قدم را فراتر نهاده مي‌فرمايد:

برآستان تو مشكل توان رسيد آري

عروج بر فلك سروري به دشواري است

چه رسد به اينكه عاشق به آنجا رسيده و بنشيند و ناله و زاري سر دهد.

 

۴- خواجو در غزل خود مضمون و تشبيه زيبايي دراين بيت دارد:

فغان‌زمردم چشمت‌كه خون‌جانم ريخت

چه‌مردمي است كه در‌عين مردم آزاري است

و حافظ در مقطع غزل خود مي‌فرمايد:

كه رستگاري جاويد دركم آزاري است.

و اين اشاره‌يي است به سوابق اين مضمون درتاريخ ادبيات فارسي چه در قابوسنامه و كيمياي سعادت غزالي و مخزن‌الاسرار نظامي درباره كم‌آزاري و بي‌آزاري به صورت نثر و نظم عبارات و ابيات مستندي آمده است. نظامي مي‌فرمايد:

خانه بر ملك ستمكاري است

دولت باقي ز كم‌آزاري است

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *