Menu

غزل شماره ۲۸۹

289

۱- در دل شب اگر به خواب و خیال
بوسم آن لعل را به فرض محال
۲- بر لب نازک چو برگ گلش
زیر آن خال، می زند تبخال
۳- اگر این نعمت خیال نبود
عاشقان را نَبُد امید وصال
۴- روز و شب این خیال پردازان
آب انبان کنند در غربال
۵- آن چه در وصف یار می گویند
از سر و گوش و زلف و از خطّ و خال
۶- خالی از صدق و هست وصف اُلعیش
وَز غُلوّ و ز کذب مالامال
۷- آخرالامر گفته هاشان را
سوی دلبر برد نسیم شمال!
۸- پاسخش روز بعد باد صبا
آورد با هزار قال و مقال!
۹- این بود داستان عشق و غزل
بعد یک عمر درد و رنج و ملال
۱۰- تا کدامین تو را پسند آید
ای «جلالی» جمال یا که کمال
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *