| ۱- |
از آن شراب نگاه تو شهد عشق چشیدم |
|
چشیدم و خطّ بطلان به هر چه دیده کشیدم |
|
|
| ۲- |
کشیدم و پس از آن سر زدم به ساحت بستان |
|
نگاه کردم و چون سرو قامت تو ندیدم |
|
|
| ۳- |
ندیدم از همه دلبران شهر، شهیری |
|
چنان تو، هر چه که گشتم نه دیدم و نه شنیدم |
|
|
| ۴- |
شنیده ام که ملامت گران کنند ملامت |
|
مرا که از چه تو را با یکی نگاه گزیدم |
|
|
| ۵- |
گزیدم و به همان یک نگاه از همه خوبان |
|
به جز تو، عُلقه دلدادگی و مهر بریدم |
|
|
| ۶- |
بریدم و به سهولت غرور فطری خود را |
|
فروختم به تو و ناز و عشوهِ تو خریدم |
|
|
| ۷- |
خریدم آنچه که باشد به نام آن وجاهت |
|
که بهر یافتن آن به هر دیار دویدم |
|
|
| ۸- |
دویدم و نرسیدم به آن و یافتم آخر |
|
در آن دو چشم و به آن آرزوی خویش رسیدم |
|
|
| ۹- |
رسیدم اَر چه، ولی چون کمان ابروی یادم |
|
به زیر بار ملامت شدم خمود و خمیدم |
|
|
| ۱۰- |
خمیدم ار چه «جلالی» ، دلم خوشست که آخر |
|
از آن شراب نگاه تو شهد عشق چشیدم |
|
 |