| ۱- | خیال روی تو در کارگاه دیده کشیدم |
| به صورت تو نگاری نه دیدم و نه شنیدم | |
| ۲- | امید خواجگیم بود ، بندگیّ تو جُستم |
| هوای سلطنتم بود ، خدمت تو گزیدم | |
| ۳- | اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم |
| به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم | |
| ۴- | امید در شب زلفت به روز عمر نبستم |
| طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم | |
| ۵- | به شوق چشمه نُوشت چه قطره ها که فشاندم |
| ز لعل باده فروشت چه عشوه ها که خریدم | |
| ۶- | ز غمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گشادی |
| ز غُصّه بر سر کویت چه بارها که کشیدم | |
| ۷- | ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری |
| که بوی خون دل ریش از آن تُراب شنیدم | |
| ۸- | گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه |
| که من چو آهوی وحشی ز آدمی بِرَمیدم | |
| ۹- | چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی |
| که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم | |
| ۱۰- | به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظ |
| که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم | |
معانی لغات غزل (۳۰۹)
خیال روی تو : صورت خیالی تو، تصویر روی تو، نقش روی تو .
کارگاه : کارخانه، نگارستان .
کارگاه دیده : دیده به کارگاه نقاشی تشبیه شده است .
به صورت تو : به مانند صورت تو، مانند نقش چهره تو .
نگار : نقش، نقش زیبای چهره .
خواجگی : بزرگی، سروری.
در طلب : در جستجو .
هم عنان : همگام با سواری در حرکت بودن، شانه به شانه سوار دیگری راندن .
به گَردت نرسیدم : به گرد و خاک به جا مانده از تاختن تو نرسیدم و عقب ماندم .
سرو خرامان قامتت : قامت مانند سرو خرامانت .
دور دهانت : گرداگرد دهان تو، سرخی لب های تو .
کام دل : مراد دل، آرزوهای دل .
شوق : اشتیاق، آرزو، میل .
چشمه نوش : کنایه از دهان شیرین و چشمه آب حیات لبان معشوق .
قطره ها : قطره اشک .
لعل باده فروش : لعل لب باده فروش، لبان سرخ فام که گویی شراب می فروشد .
عشوه خریدن : تحمل ناز و کرشمه با حالات و حرکات چشم .
تیر گشادن : تیر رها کردن، تیر انداختن .
چه بارها که کشیدم : در اینجا به معنای چه بار و فشار غم و غصه که تحمل کردم .
دل ریش : دل مجروح .
گردن دلخواه : گردن بلورین، گردن مطبوع و زیبا و دلپسند .
چراغ دیده : (اضافه تشبیهی)دیده به چراغ تشبیه شده .
معانی ابیات غزل (۳۰۹)
۱) در کارخانه چشم، تصویر روی تو را نقاشی و مجسم کردم . نقش و نگاری به مانند نقش چهره تو نه دیده و نه شنیده ام .
۲) به امید دسترسی به خواجگی و بزرگی، بندگیّ تو را اختیار کرده و چون آرزوی سلطنت در سر داشتم خدمتگزاری تو را پیشه خود ساختم .
۳) اگرچه برای رسیدن به تو پا به پا و همراه باد شمال در تکاپو هستم (حتی) به گَردِ راهِ سرو خرامان قامت تو هم نرسیدم .
۴) در دل شب سیاه زلف تو به روشنایی روز عمر خود دل نبستم (از آن دل برداشتم) و از میان آرزوهای دل، طمع بوسه از لب های دور دهانت را محو کردم .
۵) در اشتیاق رسیدن به چشمه آب حیات لبهایت چه اشک ها که ریختم و از لب های میگونت چه ناز و کرشمه ها که خریدم .
۶) با ناز و کرشمه چشمت چه تیرهایی که به سوی دل مجروح من رها کردی و چه بار و فشار اندوهی که بر سر کوی تو تحمل کردم .
۷) ای نسیم سحری از خاک کوی یار، غباری به سوی من آر که از آن خاک و نشانه و اثر و بوی خون دل های مجروح را حس کردم .
۸) این گناه از جانب چشم های سیاه و گردن زیبای دلپسند تو بود که به مانند یک آهوی وحشی از مردمان رمیده و دوری جستم .
۹) از کوی او نسیمی وزید و بر من گذشت و بدین سبب مانند غنچه، پرده دل خونین خود را از هم دریدم .
۱۰) به خاک پای تو و نور چشم حافظ سوگند که بدون روی تو از چراغ چشم خود پرتو نوری مشاهده نکردم .
شرح ابیات غزل (۳۰۹)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون
*
سعدی :
دو هفته می گذرد کان مه دو هفته ندیدم
به جان رسیدم از آن تا به خدمتش برسیدم
*
خواجو :
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
ز مـــهر در تــو نشانی نه دیدم و نه شنیدم
*
غزل سعدی و خواجو و حافظ در این وزن و بحر، هر سه بدون ردیف و دارای قافیه همسان است و می توان گفت حافظ تحت تأثیر غزل سعدی یا خواجو به سرودن این غزل مبادرت ورزیده است و این احتمال که خواجو نیز تحت تأثیر غزل سعدی به سرودن غزل خود پرداخته باشد زیاد است .
مطالعه و بررسی مفاد بیت به بیت این غزل شبهه هیچ گونه ایهام یا عنایت و اتّکا به مفاهیم عرفانی در آن به چشم نمی خورد ما را به این نتیجه می رساند که این غزلی است که با مضامین و گلایه های عاشقانه ساخته و پرداخته شده است . به عبارت دیگر مضامین این غزل عاشقانه نه از سوز عشق و شیدایی بلکه به یاری ریزه کاری های علم بدیع و به منظور هنرنمایی به رشته نظم درآمده است .
در پایان تشبیه چشم به چراغ که تشبیهی متداول است، قبل از حافظ ، نظامی چنین در شعر خود آورده است :
بـــر شـــاخ نشســـته دیــد زاغــــی
چشـــمی و بـه چشـــم چــون چراغـــــی
