Menu

غزل شماره ۳۱۰

310

۱- ز جیبِ خالی خود شرمسارم
از آن رو سر به جیب خویش دارم
۲- شود آیا که روزی دست خالی
کنم در جوف جیب و پر درآرم
۳- چه می شد گر به هنگام نوشتن
بیفتد از قلم نونِ ندارم
۴- اگر سرگرم باشم با سرانگشت
طلبکاران خود را می شمارم
۵- به درگیری به جز چاک گریبان
ندارم بهره ای از گیر و دارم
۶- چه گویم من که در راه خرابات
تبه شد مال و جان و روزگارم
۷- به غربت بگذرد ایّام و نبود
مجال رجعت شهر و دیارم
۸- خود آزارم «جلالی» باز هم شکر
«که زور مردم آزاری ندارم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *