Menu

غزل شماره ۳۱۰

306

۱- ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالا بلندان شرمسارم
۲- مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم
۳- ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر می شمارم
۴- به این شکرانه می بوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
۵- اگر گفتم دعای می فروشان
چه باشد؟ حقّ نعمت می گزارم
۶- من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم *
۷- تو از خاکم نخواهی بر گرفتن
به جای اشک اگر گوهر ببارم
۸- سری دارم چو حافظ مست لیکن
به لطف آن سری امیدوارم
*مصراع از گلستان سعدیست ، از این بیت در گلستان ، باب سوم
 چگونه شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم

 

معانی لغات غزل (۳۱۰)

 

دستِ کوته : تهی دست، دست خالی .

زیر بار بودن : در رنج و فشار بودن .

بالا بلند : بلند بالا، سرو قامت، زیبای سهی قامت .

زنجیر مویی : مویی زنجیر مانند و حلقه حلقه .

شیدایی : دیوانگی .

اختر شمردن : ستاره شمردن در شب، کنایه از بی خوابی و بیداری ناشی از فکر و خیال عاشقانه .

به این شُکرانه : به شکر این نعمت .

چه باشد ؟ : چیزی نیست، کار مهمی نیست، عجبیب نیست .

حق نعمت گزاردن : از نعمتی که ارزانی شده سپاسگزاری کردن .

به لطف آن سری : ۱)به لطف آن جهانی، به لطف خدا در جهان دیگر، به لطف آن سو . ۲) به لطف صاحب آن سر یعنی به لطف معشوقی که آن سر قضیه است . ۳) سری به زبان عربی به معنای شریف و عزیز است بنابراین چنین معنا می دهد : به لطف آن عزیز شریف .

 

معانی ابیات غزل (۳۱۰)

 

۱)از تهی دستی و بی چیزی خود در رنج و فشارم. زیرا از روی سهی قامتان زیباروی شرمنده ام .

۲)مگر معشوقی با زلف حلقه وار زنجیر مانند خود از من دستگیری کند و گرنه کارم به دیوانگی خواهد کشید .

۳)اوضاع و احوال این سپهر گردون را از من بپرس که شب تا صبح بیدار و ستاره می شمارم .

۴)به تصدّق و شکر اینکه جام می، همانند جام جهان نمای جمشید، (کیخسرو) مرا از احوال روزگار با خبر ساخت بر لبش بوسه می زنم .

۵)اگر مـی فروشان را دعا کردم جای شگفتی نیست. از نعمت آنها قدردانی می کنم .

۶)سپاسگزار بازوان خود هستم که نیرومند نیستند و من توان آزردن کسی را ندارم .

۷)تو کسی هستی که اگر به جای اشک، گوهر از چشم خود به پایت ببارم سَرِ مرا از خاک برنخواهی گرفت .

۸)(در این دنیا) سر من مانند حافظ از باده مست است اما به عنایت و لطف خدا (در آن دنیا) امیدوار و دل بسته ام .

 

شرح ابیات غزل (۳۱۰)

 

وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن فعولن

بحر غزل : هزج مسدّس محذوف

 

*

کمال خجند :

مـریــض عشقــم و درد تـو دارم

ز دردت تـا ابــد ســر بــر نـــدارم

*

سعــــدی :

چگونه کجــا خــود شـکر این نعمت گذارم

کـــه زور مـــردم آزاری نــدارم

*

 

حافظ تحت تأثیر بیت سعدی که در بالا و باب سوم گلستان آمده و در آن مضمونی ناب در کمال سلاست و بلاغت بازگو شده، غزلواره بالا را به رشته نظم کشیده و مصراعی از آن را به وجه احسن تضمین نموده است. مفاد این بیت سعدی که حافظ به نحو بسیار دلپذیری بازگو و تضمین نموده، در واقع گوشه یی از مشخصات اخلاقی شخص حافظ را می رساند .

شروع این غزلواره با بازگویی واقعیت تلخی صورت می گیرد. چنان به نظر می رسد که حافظ در بیشتر ایام زندگانی دچار مشکلات مالی بوده است . در جای دیگر می فرماید :

شــاهدان در جــلوه و من شرمسار کــیسه ام

ای فلک این شرمساری تا به کی باید کشید ؟

اما تکیه اندیشه حافظ در این غزل، دفاع از می و جام شراب است که آن را به جام جهان نما تشبیه نموده و نیز سپاسگذاری از می فروشان به خاطر ادای حق گزاری خدمتی است که به او کرده و او را از روزگار آگاه ساخته اند .

جای آن دارد که در اینجا و به دنباله این اندیشه یی که حافظ بازگو کرده است اندکی درباره شخصیت ذاتی این شاعر عارف که منجر به این گونه صراحت گویی شده است بپردازیم .

شارحان محترم در گذشته و حال، بهترین و آسانترین راه را برای شرح ابیاتی که حافظ درباره شراب و معشوق در بیشتر موارد سروده، برگزیده و همه را به حساب افکار عرفانی او می گذارند تا از شماتت و حمله بعضی منتقدین متعصب در امان بمانند .

پیش از این شرح در احوال حافظ گفته شد ضریب هوشی بالای این شاعر و عمق معلومات دینی و اجتماعی او هرگز به او اجازه نداد تا در برابر متظاهرین به شریعت و ریاکاران، زبان در کام کشیده و از بازگویی حقایق و واقعیات باز ایستد .

او به مغز شریعت اسلام دست یافته و از پوست صرف نظر کرده و از آنجایی که سخنانش در طول قرن ها به دل همه دینداران هوشمند نشسته است، متعصبّین و خیال پردازان، چاره دیگری جز این به نظرشان نرسیده که او را بازگو کننده نکات عرفانی در همه موارد بدانند .

همین هنر برای حافظ کافی است که بیشتر غزل های او دارای سه بُعد عشقی ـ عرفانی ـ ایهامی است و این معجزه گر چنان رندانه و حکیمانه و فاضلانه سخن پردازی کرده که مسلمانش به زمزم شوید و هندو بسوزاند .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *