| ۱- |
دل دیوانه خرابست چه تدبیر کنم |
|
تا نهم پای به زنجیرش و تعمیر کنم |
|
|
| ۲- |
شاید اندر شب گیسوی تو گردد آرام |
|
گر توانم به سر زلف تو زنجیر کنم |
|
|
| ۳- |
سعیم این است به درمان نکنم کوتاهی |
|
نیست این سعی صفا-مَروه که تقصیر کنم |
|
|
| ۴- |
تا به کوی تو به موقع برسم اول صبح |
|
چاره کار در این است که شبگیر کنم |
|
|
| ۵- |
مانده ام سخت در این کار که کردار تو را |
|
با چه عنوان و چه لحنی به که تقریر کنم |
|
|
| ۶- |
حالیا این من و این ساغر و این تُنگ شراب |
|
وین خُم و خوشه انگور که تخمیر کنم |
|
|
| ۷- |
آه، این چهره من نیست که من می بینم |
|
باید این آینه را پاک ز تصویر کنم |
|
|
| ۸- |
چه توان کرد «جلالی» غم او پیرم کرد |
|
«صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم» |
|
 |