Menu

غزل شماره ۳۳۶

336

۱- شب فراق گریبان صدر پاره کنم
ز گریه دامن خود را پر از ستاره کنم
۲- به یاد روی تو ای شهسوار مرکب حسن
دو دیده دوخته بر روی هر سواره کنم
۳- نگاه گرم میسّر نباشد از نزدیک
ز دور صورت ماه تو را نظاره کنم
۴- اثر نمی کند آهم، تو را مگر چه دلی ست
درون سینه و من فکر سنگ خاره کنم
۵- توانم آن که کنم صبر با امید وصال
اگر وصال نباشد بگو چه چاره کنم
۶- من آن جزیره نزدیک ساحلم در آب
میان مردم و از مردمان کناره کنم
۷- نخست سجده من در نماز بهر خداست
به شکر تست اگر سجده دوباره کنم
۸- شراب ناب کفافم نمی دهد، تقلید
ز دردنوشی رند شراب خواره کنم
۹- نکرده ایم «جلالی» گناه و دوش از ترس
«به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *