Menu

غزل شماره ۳۴۶

346

۱- طاقتم نیست ز میخانه سوی خانه روم
یا برندم رفقا، یا به سر شانه روم
۲- خانه میکده آباد که مأوای من است
من نِیَم جُغد که در خانه ویرانه روم
۳- آنچنانم که گرم چشم به ره بربندند
کم ترین فاصله طی کرده به میخانه روم
۴- در ازل عهد چنین کردم و پیمان بستم
تا میسّر بُوَدَم، جانب میخانه روم
۵- عاشق صادق مسحور زیاد است ولی
من به قربان فداکاری پروانه روم
۶- جای پیمانه و سنگ است نه با هم، ناچار
این دو در دست سوی عاقل و دیوانه روم
۷- مست مستی تو «جلالی» و ندانم امشب
باز باید به چه نحوی به سوی خانه روم
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *