Menu

غزل شماره ۳۵۰

350

۱- ما جان و مال خود به ره باده داده ایم
هم دین و دل به راه عزیزان نهاده ایم
۲- کمتر کسی به شهرت ما می رسد که ما
دست و دلی چو حاتم طایی گشاده ایم
۳- مال جهان به مفت نیرزد که عنقریب
خواهیم رفت لخت همان سان که زاده ایم
۴- ما جز به راه میکده راهی نمی رویم
زاهد برو که صاحب عزم و اراده ایم
۵- این راه را به پا و به سر سیر می کنیم
گه اوفتاده ایم و گهی ایستاده ایم
۶- گه ایستاده ایم و به دیوار داده پشت
گاهی به پشت و گاه به روی اوفتاده ایم
۷- مسحور حافظیم «جلالی» و همچو او
«همراز عشق و هم نفس جام باده ایم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *