Menu

غزل شماره ۸۲

81

۱- شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
۲- گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بر بَست و به گردش نرسیدیم و برفت
۳- بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وَز پی اش سورهِ اخلاص دمیدیم و برفت
۴- عشوه می داد که از کوی ارادت نروم
دیدی آخر که چسان عشوه خریدیم و برفت
۵- شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
۶- همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

 

معاني لغات غزل (۸۲)

 

شربت: نوشيدني شيرين.

پيكر: بدن، بدنه، جسم.

مه پيكر: ماه مانند، به شكل ماه.

گوئي: تو مي‌گويي.

كانه: مثل اينكه.

فاتحه: فاتحه‌الكتاب، اولين سوره قرآن مجيد، گشاينده، نصرت دهنده.

بس‌كه: بسيار شد كه، بسيار اتفاق افتاد كه.

حرزيماني: دعاهايي كه حضرت رسول اكرم (ص) درسفر يمن به حضرت علي عليه‌السلام تعليم داد.

سوره اخلاص: سوره قل‌هوالله.

دميديم: فوت كرديم، با هواي دهان به سوي او فرستاديم.

عشوه: فريب.

عشوه مي‌داد: فريب مي‌داد.

عشوه خريديم: فريب را پذيرا شديم، گول خورديم.

چمان: خرامان.

شد چمان: خرامان شد.

نچميديم: قدم نزديم.

وداع: توديع، خداحافظي، بدرقه.

 

معاني ابيات غزل (۸۲)

 

(۱) از لب لعل فام او شربتي نچشيدم و رفت. روي چون ماه او را سير نديديم و رفت.

(۲) گويا از مصاحبت با ما كاملاً خسته شده بود. بارخود را بست و چنان رفت كه به گردش نرسيديم.

(۳) (پيش از اين) بسيار اتفاق افتاد كه به هنگام سفر، سوره فاتحه‌ و دعاي حرز يماني و بدنبال آن سوره اخلاص خوانديم و بر او دميديم و او به سفر رفت.

(۴) ما را فريب مي‌داد كه از حوزه ارادت و دوستي دور نخواهم شد. ديدي كه چگونه فريب خورديم و او رفت؟

(۵) در چمن زيبايي و لطافت پرورش و رشد يافت و ما در باغ پرگل وصالش گامي نزديم و او رفت.

(۶) مانند حافظ سراسر شب گريه و لابه كرديم كه افسوس او رفت و ما موفق به خداحافظي با او نشديم.

 

شرح ابيات غزل (۸۲)

 

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات

بحر غزل: رمل مثمّن مخبون مقصور

 

قرائن چندي در دست است كه حافظ به هنگام مسافرتهاي شاه‌شجاع به ويژه در سالهاي اول سلطنت او جزء بدرقه كنندگان بوده و در طول مسافرت نيز با او مكاتبه داشته است. اين غزل به هنگام مسافرت شاه‌شجاع به عزم اصفهان و تبريز سروده شده و همانطور كه از مفاد ابيات غزل برمي‌آيد خواجه حافظ موفق به بدرقه شاه نشده و به ظن قوي بعداً اين غزل را به هنگام مكاتبات فيمابين براي شاه ارسال نموده است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *