Menu

غزل شماره ۳۷۹

379

۱-  ما را یکی ز دل شدگانت حساب کن
 از بینشان بیا و مرا انتخاب کن
۲-  عشّاق تنگ دست موفّق نمی شوند
 این را تو با گزینش من فتح باب کن
۳-  تا کار و بار مشک فروشان شود کساد
 بگشای زلف و عرضه این مشک ناب کن
۴-  ما را ز سکر نرگس مستت مَبَر ز هوش
 این کار را حواله تُنگ شراب کن
۵-  پروانگان عاشق بی جان خویش را
 بنما به شمع و پیکرش از شرم آب کن
۶-  ما جز نگاه، هیچ گناهی نکرده ایم
 اما تو با نگاه بیا و ثواب کن
۷-  شب ها من از خیال تو خوابم نمی برد
 چون گنگ خواب دیده تو تعبیر خواب کن
۸-  خواهی اگر که روز «جلالی» شود سیاه
 «گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن»
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *