| ۱- |
ما را خوش ای شراب به گفتار می کشی |
|
هر حرف بر زبان و به تکرار می کشی |
|
|
| ۲- |
از شوق رنگ و بویت و آن سکر دلپذیر |
|
هر شب به سوی خانه خمّار می کشی |
|
|
| ۳- |
گاهی به اتّفاق عزیزان نیمه مست |
|
با ساز و دف به باغ و به گلزار می کشی |
|
|
| ۴- |
گاهی هم، از فزونی مستی به نیمه شب |
|
آوازخوان به کوچه و بازار می کشی |
|
|
| ۵- |
محبوب اهل حال و زبان بسته را چه سهل |
|
بی پرس و بی سوال به اقرار می کشی |
|
|
| ۶- |
هر نوگل شکفته که باشد نکرده کار |
|
دل می دهی و جرأت و در کار می کشی |
|
|
| ۷- |
ای کعبه شراب خوران ای خم شراب |
|
تا کی چنین به دوش خود این بار می کشی |
|
|
| ۸- |
هر شب «جلالی» ات به سبویی سبک کند |
|
ای بایعی که ناز خریدار می کشی |
|
 |