Menu

سابقه شعر پارسی پس از اسلام و قواعد عروضی

سابقه-شعر-پارسی-پس-از-اسلام-و-قواعد-عروضی


در فصل پيشين با آوردن نمونه هاي اشعارِ زمانهاي مختلف پيش از اسلام، گفته شد كه شعر زبان پارسي تا ظهور اسلام و اندك زماني پس از آن به صورت هجایي سروده مي شده و پس از ظهور اسلام، صورتِ شعر عروضي به خود گرفته است.
حال براي آنكه خوانندگان جوان، اين دو سبك را به خوبي بشناسند نخست درباره شعر هجایي و سپس شعر عروضي سخن خواهيم گفت.
۱) ساختار شعر هجایي: براي تعريف شعر هجایي نخست بايد (هجا) يا (سيلابل) را شناخت. زبان فارسي از ۳۲ حرف تشكيل شده است. همگي اين حرف ها خودبه خود بيصدا بوده و به صورت علامت نشان داده مي شوند.
از به هم پيوستن دو يا چند حرفِ بيصدا (كلمه) ايجاد مي شود و براي اينكه اين كلمه از حالت بي صدایي درآمده و شنونده با دريافت آن صدا، پي به معناي آن ببرد نياز به (حركات) و (حروف متحركّه) در ساختار آن مي باشد.

الف- حركات: حركات در زبان فارسي به سه صورت (زَبَرْ) و (زِيْرْ) و (پيش)  _َ   ِ  _ُ   و يا به ­اصطلاح عربي به سه صورت (فَتحه) و (كَسره) و (ضَمّه) مي­ باشند.

براي مثال: دو حرفِ بيصداي (ب) و (د) را اگر پهلوي هم بگذاريم، از تركيب اين دو، يك كلمه (بد) درست مي شود. حال اگر حرفِ (ب) را با حركات (زير) و (زَبَرْ) و (پيش) ادا كنيم سه كلمه صدادار (بَدْ- بِدْ- بُد) پديد خواهد آمد. به اين سه كلمهِ صدادار: (كلمه كوتاه) و در زبان عربي (كلمه مقصوره) گفته مي شود.
ب- حروف متحركّه: حروفِ متحركّه در زبان پارسي به صورت (آ- او- اِي) و به نام حروف كشيده و باصطلاحِ عربي (حروف ممدوده) نام دارند و هرگاه اين حروف كشيده در ساختارِ يك كلمه به كار رود، آن كلمه به نام (كلمه كشيده) يا (كلمه ممدوده) ناميده خواهد شد.
براي مثال: در سه كلمه كشيده (بار- دود- كيش) به ترتيب حروف متحركّه (آ- او- اِي) به كار رفته است.
هجا: يك كلمه پس از آنكه به صورت بالا با (حركات) و (حروف متحركه) صدادار درست شد، داراي يك يا چند واحد صوتي مي شود كه به اين واحدهايِ صوتي (هجا) يا سيلابل مي گويند.
براي مثال: در كلمه (بَدْ) يك هجا يعني يك واحد صوتي وجود دارد و به گوش مي خورد اما در كلمه (ريَه) دو واحد صوتي يا دو هجا وجود دارد.
ممكن است در كلمه هايي چند واحد صوتي يا چند هجا وجود داشته باشد مانند كلمه (گذشتن- نِهُفْتَنْ). با اين توضيحات دانستيم كه به واحد صوتي (هجا) گفته مي شود و گوش شنونده با شنيدن يك يا دو يا چند واحد صوتي (هجا) كه به مانند دانه هاي زنجير به هم پيوسته اند، دركِ يك كلمه و به دنبال آن درك معناي آن كلمه را خواهد نمود.

ساختار شعر هجایي، در ايران قبل از اسلام، كلامِ موزون با تناسب هجا ساخته مي شد به اين معنا كه يك شعر يا ترانه از تعداد معيني هجا تشكيل و همانطور كه در فصل قبلي گفته شد، اشعارِ ۷-۸-۹-۱۰-۱۲هجایي سروده مي شده است امروزه در زبانهاي اروپائي سرودن اشعار هجائي مرسوم است و خوانندگان محترم مي توانند با مثال هایي كه از اشعار قبل از اسلام در فصل پيشين آورده شده و توسط استاد ملك الشعراءِ بهار تصحيح گرديده است به اشعار هجایي و تعداد هِجاها در هر نمونه پي ببرند.
۲) ساختار شعر عروضي: اما ساختار شعر در اشعار عروضي به نحو ديگري است.
براي شناخت شعر عروضي نخست بايد با وزن عروضي آشنا شويم. درباره شعر هجائي گفته شد كه شعر هجایي از به هم پيوستن كلمات به ترتيب خاصّي به وجود مي آيد و اين كلمات خود از يك يا چند واحد صوتي (هجا) تشكيل مي شوند و در هر شعر هجایي تعداد آنها در اَبياتِ شعر مساوي خواهد بود. حال هرگاه چند كلمه هجایي را به هم بپيونديم، از تركيب كلمه هاي هجایي، يعني از صوت هايِ آن چندكلمه، در مجموعه يك نوع اصواتِ صوتي جديد پديد مي آيد، به اين معنا كه وقتي از دهان يك گوينده كلماتي چند كه هركدام داراي يك يا چند واحد صوتي (هجا) هستند پشت سرهم به گوش شنونده برسد به نحوي كه گوش شنونده احساس يك موزونيّت مشخصي را بكند، برحسب اينكه اين اصواتِ گفتاري چگونه و به چه صورت به هم تلفيق شده باشند اوزان مختلف بوجود مي آيد.
براي بررسي درباره اين اوزانِ مختلف كه از بدوِ امر تا به امروز رو به تزايد بوده و پيوسته شعرا در طولِ زمان موفق به ايجاد اوزان جديدي شده و در آن وزن جديد شعر سروده و مي سرايند، قواعدي ابداع شده كه دانشمندان زيادي برروي آن كار كرده و حاصل كاركردِ خود را پيشنهاد نموده اند. ليكن تا به امروز هنوز قاعده و قانوني كه جامع و كامل باشد به دست نيامده است و در اين فصل سعي مي شود تا حدّي كه يك خواننده جوان درباره علم عروض مطالب لازمي را فراگيرد توضيحاتي داده شود:
قبل از اسلام به سبب مهاجرت هنرمندان و معماران ايراني به سرزمين¬هاي عربي و در اثر معاشرت و آوازخواني و زمزمه كردن اشعار و ترانه هاي هجایي پارسي در حين كار، اعراب تا حدّي به نحوه سرودن ترانه هاي هجایي پارسي زبانان آشنایي پيدا كرده بودند و پس از حمله اعراب هم ايرانيان به نحوه گفتارِ موزون اعراب آشنا شده و به تدريج توسط مردان دانشمند ايراني قواعدي براي سرودن شعر عروضي درست شد كه به آن نام (عروض) نهادند و وجه تسميه اين قواعد بدان سبب است كه قواعد سرودن شعر در واقع راه معروضٌ عليه شعر بوده و به وسيله اين قواعد، شعراي عرب، زبان شعر خود را عرضه مي كردند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *