Menu

پاسخ بقا به شریفی

ای شاعر شریف که از چشمه سار طبع

شعر تو آبروی به آب بقا دهد

 

گفتی بهر لطیفه خداوند بر حقیر

حوریه ای لطیف به روز جزا دهد

 

افزون ز یک هزار لطیفه ست در کتاب

یعنی هزار حوریه افزون به ما دهد

 

ز آن پس بخواستی که به فردوس کردگار

باغی به من به وسعت ارض و سما دهد

 

این بنده را به مینو در باغی آن چنان

با یک هزار حور پری روی جا دهد

 

حورانی آن چنان که نمودند وصف آن

با قامتی بلند و طویل و رسا دهد

 

آنسان بلند قد که گرش سر به مغرب است

وصلش مرا به مشرق فردوس پا دهد

 

یعنی به این ضعیف، خداوند، روز حشر

با حور بی شمار هزاران بلا دهد

 

ای کاش جان آن همهِ حور در بهشت

یک حور دلفریب به دنیا خدا دهد

 

ما را بس است صحبت یک حور در جهان

و آن یک هزار حور بهشتی تو را دهد

 

تا در شمال سر چو به بالین او نهی

اندر جنوب بر دگری کام را دهد

 

خواهم ز کردگار که با یک هزار حور

در گلشن بهشت تو را اشتها دهد

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *