Menu

آزادگی

29--آزادگی

هست در بین شاعران و نهال

چند وجه تشابهی به کمال

در طبیعت بود سه نوع درخت

نازک اندام و نیمه محکم و سخت

نازک اندام ها که پیچانند

گرد هر شاخه تن بپیچانند

همچو نیلوفرند در گلزار

یا چنان تاک بر یکی سربار

گرچه با راست قامتی جفتند

با یکی گرد باد می افتند

یا اگر تکیه گاهشان افتاد

می رود روزگارشان بر باد

**

تیره ای نیمه محکم اند و زیاد

ریشه در خاک و شاخه در کف باد

این درختان به استعانت شاخ

جای خوش می کنند پهن و فراخ

گسترانند چون به هر سو دست

لاجرم می چشند طعم شکست

باد و طوفان سهمگین خران

بشکند شاخه شان چو گشت وزان

ارّه هم شاخه اضافی شان

می بُرد می کند تلافی شان

**

تیره ای راستند و بالا رو

همچو سرو چمن نه همچون مو

سرو گیرد به باغ جایی کم

روی پای خودش بود محکم

شاخه ها را نگسترد هر سو

هست قانع به فرجه لب جو

سرو سر راست می رود بالا

بنگرد کوه و دشت و صحرا را

گرچه پا در گل است لیک از سر

سیر آفاق می کند بهتر

در زمستان که برگ ریزانست

سرو پیوسته سبز و میزانست

روزی ار باغ هم شود بی آب

سرو ماند به جای خود شاداب

سرو سر راست گیر آبادی ست

زین سبب مشتهر به آزادی ست

**

من بی بار هم دهم باری

خویشتن را مدام دلداری

گرچه بی برگ و بار و ناشادم

دست کم همچو سرو آزادم

یزد ۱۳۶۷/۱۱/۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *