Menu

عیب جویی

31--عیب-جویی

شیخ ما پیر طریقت بوسعید

رفت در حمّام روزی صبح عید

بهر خدمت اوستاد جامه دار

دامن همّت کمر زد مرد وار

تا بگیرد گَرد از آن آیینه وش

خویشتن شد شیخ ما را کیسه کش

کیسه در آن دست و بر تن رام بود

بوسه زن بر پیکر و اندام بود

مالش مرسوم دست کارگر

پیش رو آورد شوخ از پشتِ سر

شوخِ پشت و پهلوی پنهان او

جمع کرد و ریخت در دامان او

حین خدمت با جنابش کرد باز

باب صحبت گفت ای دانای راز

ای لبت درمان هر دردی بگو

چیست آیین جوانمردی بگو:

«شیخ گفتا شوخ پنهان کردنست

پیش روی خلق نا آوردن است»

عیب مردم را نمایاندن خطاست

این شماتت باشد و بس نارواست

هر که را خواهی دهی رفتار نیک

پیش چشم او عمل کن کار نیک

خواهی ار اصلاح در کارش کنی

خود بکن تا چشم وادارش کنی

امرِ امر و نهی در گفتار نیست

چاره این کار جز کردار نیست

یزد ۱۳۶۹/۱۲/۲۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *