Menu

غزل شماره ۱۳۶

۱- دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
شد بر محتسب و کار به دستوری کرد
۲- آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید
تا بگوید به حریفان که چرا دوری کرد
۳- جای آن است که در عقد وصالش گیرند
دختری مست چنان، کاین همه مستوری کرد
۴- مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموری کرد
۵- نه شگفت ار گل طبعم ز نسیمش بشکفت
مرغ شبخوان طرب از برگ گل سوری کرد
۶- نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود
آنچه با خرقه صوفی می انگوری کرد
۷- حافظ افتادگی از دست مده زآنکه حسود
عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد

 

معاني لغات (۱۳۶)

 

دختر رَز: بنت العنب، شراب، شراب لعلی ، انگور ، دانه انگور.

مستوری: پرده نشینی ،پاکدامنی، پوشیده بودن ، مخفی بودن، پارسایی.

محتسب: مأمور نظارت بر اجرای احکام شریعت.

به دستوری : بنا به دستور، طبق جواز.

کار به دستوری کرد: بنا به دستور، طبق جواز شروع به کار کرد.

آمد از پرده: از پشت پرده بیرون آمد.

حریفان:هم پیاله ، باده نوشان.

عقد وصال :عقد ازدواج، قرار و مدار وصل ، در اینجا دست یافتن و نوشیدن.

مژدگانی : انعام برای خاطر مژده دادن ، انعام خبر خوش .

راه مستانه: آهنگ یا ترانه مستانه زد، آهنگ شادی و نغمه مستانه زد.

چاره مخموری کرد: خماری را برطرف ساخت.

نه شگفت:شگفت آور نیست، تعجبی ندارد .

گل طبع: گل طبع شعر.

نسیمش : کنایه از نسیم وصل دختر رَز ، نسیم جان پرور شراب.

مرغ شب خوان:مرغ سحری ، بلبل.

نه به هفت آب : نه با هفت بار شستن با آب.

به صدآتش: با صد بار آتش زدن.

افتادگی:فروتنی ، تواضع.

عِرض:آبرو، حیثیت.

مغروری: خود خواهی.

 

معانی ابیات غزل(۱۳۶)

 

(۱) دوستان، دختر رَز از پرده نشینی و پنهانکاری دخترانه خود توبه کرده نزدمحتسب رفت و بر حسب پروانه و جواز به کار مشغول شد.

(۲) (او) از پشت پرده به مجلس در آمد ، عرق شرم از چهره اش پاک کنید تا سبب دوری و کناره گبری خود را از باده نوشان باز گوید.

(۳) حالیا جای آن دارد دختر مستی که اینهمه خود را از انظار می پوشانید ، به عقد در آورده به او دست یابند.

(۴) ای دل برای من این خبر خوش مژدگانی بده که نوازنده عشق یکبار دیگر سرود شادی نواخت و خماری را برطرف ساخت.

(۵) اگر طبع شعر من از بوی خوش شراب شکوفا شد جای شگفتی نیست ، چرا که بلبل هم از دیدن برگ گل سرخ ، به وجد و شادی در آمد.

(۶) لکه یی را که شراب بر خرقه صوفی جای نهاد نه با هفت بار شستشو که به صد بار سوزانیدن نیز از بین نمی رود .

(۷) حافظ ، فروتنی و تواضع را از دست مده چرا که حسود آبرو و مال و دل و دین خود را فدای غرور وخودخواهی خود کرد.

 

شرح ابیات غزل(۱۳۶)

 

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان

بحر غزل : رمل مثمّن مخبون اصلم مُسبغ

 

*

 

در شرح این غزل مناسبت دارد که مختصری دربارة نهی مؤکد و نهی مشروط صحبت شود. در حکومت سلاطین اهل تسنن از آنجا که سلطان وقت خود را اولوالامر می شناسد در مواردی که مصلحت نظام اقتضا کند در زمانی محدود پاره یی از منهیات را دیده اغماض می نگرد . و ما در گذشته تاریخ خود در این باره شواهدی چند در دست داریم :

 

در ادوارگذشته و قبل از زمان صفوبه و زندیه و قاجار که ظواهر شرع حفظ می شد به حکم اضطرار و به منظور جلوگیری از شرارت سربازان در مکانهای معینی با جواز رسمی زنان فاحشه به کار پذیرایی مردان عَزَب می پرداختند و در آنجا صرف مشروب هم می شد. این امر در دوره حافظ هم اتفاق افتاده و سلطان وقت تا اندازه یی از شدت عمل خود کاسته و میخانه ها هم کم و بیش کار خود را از سر گرفته بودند و حافظ این غزل را به مناسبت این مسامحه مأمورین و شادی از آن سروده است. قدمت اصطلاح ( دستوری) و کار به دستوری کردن در تاریخ ، دلیل دیگری بر این است که حاکمان وقت به دادن جواز کار به زنان فاحشه که به نام زن دستوری موسوم بوده اند. و اخذ مالیات از آنها که محل کسب وکار شان به بیت اللّطف موسوم بوده است مبادرت می ورزیده اند . اوحدی می فرماید:

 

اصل در زن سداد ومستوری است

وَرَش این هر دو نیست دستوری است

 

در این غزل دو مطلب به چشم می خورد : یکی شادی از اینکه بار دیگر در میخانه ها گشوده شده و شاعر جمعاً در پنج بیت دراین باره داد سخن می دهد. دیگری در ذمّ ریا کاری صوفیان و حسودان که در دو بیت از آنها به زشتی نام می برد . در بسیاری از نسخه ها در بیت ششم این غزل به جای کلمه صوفی ( زاهد) آمده است و از آنجا که ضبط قدسی و سودی صوفی را که به مقصود نزدیکتر است آورده اند آن را انتخاب نمودیم .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *