Menu

غزل شماره ۱۶۹

167

۱- سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
۲- قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا به بینی که نگارت به چه آیین آمد
۳- مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که ز صحرای خُتَن آهوی مشکین آمد
۴- گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
۵- مرغ دل باز هوادار کمان ابروی ست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
۶- ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
۷- رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
۸- چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

 

معانی لغات ۱۶۹

 

دولت: بخت و اقبال و کامگاری .

دولت بیدار:بیدار صفت دولت وبخت است ، در برابر دولت و بخت خفته که خفته صفت دولت وبخت است.

بالین: بالش بزرگ ، بالشت بزرگ ، کنایه از دوشک و تُشک و در اینجا به معنی بستر است

خسرو:خسرو عاشق شیرین ، شاه .

شیرین : معشوق خسرو که دختری از نژاد ارمنی بود ، خوش حرکات و دلپذیر .

در کشیدن : سر کشیدن ، نوشیدن .

سَرخوش : شادان و مست و شنگول.

به تماشا بخرام: به سیر و گشت و گذار بپرداز و اطراف را تماشا کن .

آیین : قاعده و قانون ، شیوه و رفتار ، سیرت ، طبع ، رسم ، عرف وعادت .

مژدگانی : اِنعام برای خبر خوش .

خلوتی : خلوت نشین ، گوشه گیر ، مجرد .

خلوتی نافه گشای : گوشه گیری که در کلامش مشکل گشا و سخن راه گشا باشد.

صحرای ختن : تاتارستان و ترکستان شرقی و محل زندگی آهوانی که نافه مشک ختن دارند .

گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد : گریه آب و طراوات به چهره محنت رسیدگان سوخته دل باز آورد و آنها رنگ و آب طراوتی باز یافتند.

هوادار : طرفدار ، مشتاق.

کمان ابرو: ابرو کمانی ، یاری با ابروان منحنی مانند کمان .

شاهین:پرنده گوشتخوار ، عقاب کوچک ، باشه ، باز.

ریاحین: جمع ریحان ، اِسپَر غم ها ، کنایه از گلهای باز.

 

معانی ابیات غزل(۱۶۹ )

 

(۱) به هنگام سحر ، بخت وطالع بیدار بر بستر من حاضر شد و گفت برخیز که آن پادشاه شیرین حرکات باز گشت .

(۲) (بر خیز) و صبوحی بزن و شاد و شنگول برای تماشا روان شو تا ببینی که محبوبت با چه رسم و رفتار فرّ و شکوه باز آمده است

(۳) ای گوشه نشین مشکل گشا و باارزش ، مژدگانی به من بده که از صحرای ترکستان آهوی مشک دار وارد شد.

(۴) اشک بر چهره سوخته دلان محنت زده آب و رنگ و طراوت دوباره بخشید و ناله به داد دل عاشق بیچاره رسید.

(۵) دوباره مرغ دل به سوی معشوق کمان ابرویی میل دارد. ای کبوتر دل مراقب باش که این شاهین شکاری است.

(۶) ساقی شراب بده و از دشمنان و دوستان در اندیشه مباش چرا که چنانچه آرزو داشتیم دشمن رفت و دوست بازآمد.

(۷) به هنگامی که ابر بهاری ، بی مهری و رسم بی وفایی روز گار را مشاهده کردبه حال سمن و سنبل و نسرین باغ گریه کرد و اشک بارید.

(۸) آنگاه که نسیم صبا ، گفته حافظ را از زبان هزار دستان شنید در حالی که مشک بیزان بود به تماشای سبزه وریحان آمد .

 

شرح ابیات غزل (۱۶۹)

 

وزن : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن

بحر غزل : رمل مثمّن مخبون اصلم

 

*

 

این غزل درروزهای اول ورود مجدد شاه شجاع به شیراز پس از فراری شدن شاه محمود یعنی در ماه ذیحجّه ۷۶۷ سروده شده است و می توان ردیف یکی از بهترین غزلها و شاهکارهای حافظ به حساب آورد زیرا دارای مشخصّات و ویژگیهایی به شرح زیر است:

۱- قالب ظاهری غزل عاشقانه و یکدست و از لحاظ وزن و ردیف و قافیه و مضامین به کار گرفته شده کاملاً با دستگاههای آواز موسیقی ایرانی تناسب دارد و این محسّنات سبب می شود که تا زبان فارسی و موسیقی ایرانی زنده است ، زنده و برزبانها جاری و نام سراینده را جاوید نگهدارد .

 

۲- آز انجایی که حافظ در دیوان شعرای ماقبل و در اشعار شعرای معاصر خود غور وبررسی کامل و مضامین زیبا را دست چین و انتخاب می کرده و به مانند نگین جواهر ، مضامین زیبا را بار دیگر در حالت و کیفیّت بهتر و برتری تراش کاری کرده است. ودر غزلهای خود در معرض قضاوت دیگران قرار می داده است ،این غزل نمونه بازر این هنر حافظ است که می توان به عنوان شاهد این هنر معرفی کرد . حافظ بدون شک مثنوی های نظامی را به دقت مطالعه و به کمک هوش و حافظه اعلای خود ، مضامین زیبای آن را دست چین و تعدادی از آنها را در این غزل عاشقانه به سبب کمال تناسبی که موجود بوده است بازگو کرده که به شرح آن می پردازیم .

 

الف- از شروع غزل تا سه بیت ، حافظ از مضامین نظامی در خسرو شیرین بهره برده و غزل عاشقانه خود را بدان می آراید .در بیت نخست ، آوردن عنوان خسرو شیرین برای معرّفی محبوب خود عنوان مناسبی است زیرا هم کلمه خسرو وهم شیرین دارای معنایِ در خور انتساب به محبوب ومعشوق است . خسرو به معنای شاه و شیرین بازگو کننده شیرین حرکات و شیرین کلام و شیرین رفتار است و از طرف دیگر این دو نام مشهور قهرمانان یک عشق بزرگ داستانی زبان فارسی است که نظامی ،داستان آن را به شعر کشیده است .

ب- در بیت دوم حافظ می فرمایدکه بلند شو و قدحی درکش و ببین که شیرین با پای خود به دیدارت آمده است . و این اشاره واضحی است به آمدن شیرین با پای خود به دیدار خسرو که در داستان خسرو و شیرین توسط نظامی به بهترین و شیرین ترین بیان باز گو شده است . از طرفی دیگر حافظ با گفتن ( تا ببینی که نگارت به چه آیین آمده ) اشاره واضحی دارد به شکوه و جلال آوردن شیرین به حضور خسرو که نظامی به شعر کشیده ومی گوید : هزار شتر سیاه چشم سرخ موی و هزار اسب بازین ولگام زرّین و هزار کنیز زیبا روی برای آوردن شیرین توسط خسرو فرستاده شد .

 

ج-در بیت سوم شاعر می گوید ، ای خلوتی نافه گشای، یعنی ای شاپور ندیم خسرو که مژده آمدن شیرین را به او داد و مژدگانی طلب کرد . و آنها که این داستان را خوانده اند از این تناسب کلام و ایهام موجود کمال لذّت را می برند و مختصر داستان چنین است که خسرو قصد دیدن دیدار شیرین را می کند و به سوی او می رود و شیرین دفعه اول خسرو را از خود می راند بعد پشیمان شده خود به سوی شکار گاه خسرو می رود و شاپور گماشته خسرو را می بیند و با سرعت به خوابگاه خسرو رفته او را از خواب بیدار کرده می گوید که مژده بده که شیرین با پای خود به دیدار او آمده است و خسرو از این مژده بسیار خوشحال شده و به شاپور چنین می گوید :

ستایش کرد بر شاپور بسیار

که ای من خفته و بختم ، تو بیدار

د-در بیت چهارم حافظ می فرماید گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد و این یادآوری گریه و زاری های فرهاد در داستان خسرو وشیرین به تفضیل در این باره سخن رفته است .

ﻫ -در بیت پنجم حافظ با آوردن کلمه باز و شاهین به تشبیهات در داستان خود چه نظامی بارها در مثنوی خود خسرو را باز شکاری و شاهین و شیرین را کبوتر و کبک نامیده است که دو بیت آن یاد آور می شود :

نه مهمانی تو ای باز شکاری

طمع داری به کبک کوهساری

کبوتر بچه چون آید به پرواز

زچنگ شه فُتَد در چنگل باز

همینطور ابیات ۶، ۷و ۸ این غزل از مضامین و خط سیر داستان خسرو شیرین نظامی و آب وهوای تشبیهات آن بهره مند است . به عنوان مثال آنجا که حافظ می فرماید : ( مرغ دل باز هوادار کمان ابرویی ست ) تشبیه دل به مرغ ، از نظامی است که مخزن الاسرار می گوید :

با قفس ِ قالب از این دامگاه

مرغ دلش رفت به آرامگاه

 

۳- مقصود و منظور اصلی شاعر از سرودن این غزل نه وصف بهار و نه بازگو کردن مضامین و نکات داستان خسرو شیرین نظامی است بلکه این هم از حسن سلیقه مهارت و تسلّطی است که شاعر در کار خود دارد.و هدف اصلی او تبریک به شاه شجاع است ودر بافت جملات و تشبیهات ظاهری غزل ایهامات و تعبیراتی دیگر نیز نهفته و ساخته و پرداخته شده است که شاعر پس از مدّت چند سال تحمّل حکومت شاه محمود و دوری شاه شجاع ، در بیت مطلع غزل می گوید:

بخت بیدار من سحر گاه به بالین آمد وگفت از جای بر خیزکه شاه شجاع باز گشت و در بیت دوم می گوید برخیز و صبوحی را بزن و برای تماشا بیرون بخرام و نگاه کن و ببین که محبوب تو شاه شجاع با چه تشریفاتی و کبکبه یی به شیراز مراجعت کرده است . در بیت سوم می فرماید : دولت بیدار که به بالینم آمده بود به من گفت که ای خلوت نشین ِ فعّال و ای عنصر مؤثری که پاره یی اقدامات تو در این مدت سبب نافه گشایی و باز گشت شاه شده است به من مژدگانی بده زیرا آهوی مشکین یعنی شاه شجاع به صحرای ختن شیراز برگشته است . در این بیت هاله هایی از اشارات وایهاماتی به چشم می خورد که می رساند حافظ یکی از کار گزاران دقیق ومؤثر دربار شاه شجاع بوده و در یکی دو غزل دیگر که شاه شجاع از شیراز دور بوده همانند این ایهام ( خلوتی نافه گشای ) را شاعر در غزلهای خود گنجانیده است .

 

شاعر در بیت چهارم اثر گریه و استغاصه و دعا را باز گو کرده و در بیت پنجم مبادرت به یک پیش بینی و پیشگویی می کند که بسیار با معنا و نشانه بر این است که حافظ شاه شجاع را کما هُوَ حقّه می شناخته و می دانسته (آنکه روزم سیه کند این است ) چرا که در این بیت می گوید این مرغ دلم هنوز از کسی هواداری می کند که در دست کمان کشیده ای برای شکار دارد و به دل خود می گوید: ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد . و همانطور که می دانیم شاه شجاع در ثلث آخر دوره حکومت خود به خاطر اینکه مخالفین خود را راضی کند به قول عیبد زاکانی : گربه شد عابد و مسلمانا و در قدم اول دوست وفادار و یکر نگ و بی ریای خود حافظ را که متهم فسق و کفر گویی بود فدا کرد. نخست از او کناره گیری و سپس او را به یزد تبعید و در بازگشت هم چندان روابط صمیمانه یی با او نداشت . شاعر در بیت ششم از اینکه شاه محمود رفته و شاه شجاع باز گشته است اظهار مسرت و محمود را دشمن و شاه شجاع را زیر نام دوست یاد می کند که می رساند هنوز به آینده خود و بازگشت اوضاع امیدوار است . شاعر در بیت مقطع متوجه زیبایی کلام خود و خوش آهنگی غزل سروده شده خود گردیده و می فرماید تا بلبل باغ این غزل را بر خواند ، باد صبا عنبر افشان به تماشای گل و ریحان باغ آمد .

اینک می توان به این نکته اذعان کرد که حافظ تنها شاعر هنرمندی بزرگ و فاضلی چیره دست در لسان عربی و فارسی است که می توان اشعار او را به نام آیات محکمات قرآن فارسی زبانان به حساب آورد.

۲ دیدگاه

  1. سلام
    حافظ در بیت ۷ از “بدعهدی ایام” یاد میکند و بر عکس ما که این روزها از بارش باران بهاری شاد میشود ، این بارش را به گریه ابر بهاری از بد عهدی ایام تشبیه کرده است. در غزل تناقض نیست بین ابیات؟. یک جا صحبت از مژده است و در بیت ۷ منفی است. البته شاه بیت این غزل همین بیت ۶ و ۷ است. کیارستمی مرحوم نمی دانم آیا این بیت ها را در حافظ مینی مالیست خود آورده است یا نه. تعیبر تاریخی جنابعالی جالب است زیرا من اصلا نمیدانستم که سلطان محمود در آن دوران بوده و بعد جایش را به شاه شجاع داده. ضمن اینکه معتقدم هنرمند نباید به دربار نزدیک باشد. اگر این بود شاید دیوان حافظ مردمی نمیشد. نیما در شعر فسانه گفته “حافظا این چه کید و دروغی است، کز زبان می و جام و ساغی است؟ نالی از تا ابد باورم نیست ، که برآن عشق بازی که باقی است، من برآن عاشم که رونده است.” جسارتا عرض کنم که توضیحات تاریخی شما از این غزل ارج و منزلت این غزل را درنظرم کاست. زیاده مصدع اوقات نمیشوم . ضمن اینکه باز در سایت شما معنی دولت بیدار را یافتم.

    • منظور از دولت بخت و اقبال است و دولت بیدار همانطور که در معنی لغات آمده بخت و اقبال و کامکاری است و قبلا شرح داده بودم که بیشتر غزلهای حافظ نامه هایی است که در زمانهای معیّنی نوشته شده و جنبه تاریخی دارد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *