Menu

وعده سر خرمن

گَرَت هوای اقامت بود مدام به گلشن:
بهشت خلدبرین است و وعده سر خرمن!

 

اگر به دوزخ دنیا به حال سوز و گدازی:
صبور و ساکت و خونسرد و باش گرم به گُلخن

 

که نیست بهتر از این حال عمر و زید یقیناً:
که اوفتاده چو لحمی به زیر دسته هاوَن

 

خوشی گَرَت هوس است ای عزیز، خوب توانی:
کنی هزار رقم در جهان به فوت و به هر فَنّ

 

سپار گوش به آواز و ضَرب بر دَف و مُطرب
تَتَن ـ تََتن ـ تَتَنان و ـ تَتَن ـ تَتَن ـ تَتَه تَن تَن

 

مباش حالت آن نیمسوز کهنه چراغی:
فتیله سوز که پایان گرفته نفتش و روغن

 

زبان درازی بیهوده تو می کند آخر:
(جَلالی) اَت بر سر دار، باش خامش و الکن

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *