Menu

غزل شماره ۲۰۳

201

۱- یکدو جامم دی سحرگه اتّفاق افتاده بود
وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
۲- از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
۳- در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر
عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
۴- ساقیا جام دمادم دِه که در سیر طریق
هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود
۵- ای مُعَبِّر مژده یی فرما که دوشم آفتاب
در شکر خواب صبوحی هم وثاق افتاده بود
۶- نقش می بستم که گیرم گوشه یی زان چشم مست
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
۷- حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت
طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود
۸- گر نکردی نُصرتِ دین شاه یحیی از کرم
کار ملک و دین ز نظم و اتّساق افتاده بود

 

معانی لغات غزل ( ۲۰۳)

 

دی سحرگه:سحرگاه ديروز.

اتفاق افتاده بود:پيش آمد كرده بود ( كه يكي دو جام باده بنوشم).

مذاق:ذائقه.

در مذاق افتاده بود : در کام ریخته شده بود .

شاهد عهد شباب:محبوب زيبا روي دوره جواني.

رَجعَت:برگشتن،برگشتن شوهری به سوي همسري كه مطلّقه شده.

طلاق افتادن:رها شدن از قيد نكاح و در اين جا منظور طلاقِ قطعي غير قابل رجعت و بازگشت است.

مقامات: مراحل، درجات، مراتب، جمع مقام.

طریقت:روش و مسلك، تزكيه باطن، دومين منزل از منازل سه گانه ، ارباب سلوك ( شريعت –طريقت- حقيقت)راهي كه به خدا مي رسد.

عافیت:صحت و سلامت

نظربازی:جمال پرستي ، در علم نظر بينا بودن.

دمادم: پياپي ، پشت سرهم ، دم به دم.

عاشق وش:عاشق وار ، عاشق مانند .

سیر طریق: سير سلوك، طي كردن راه وصول به حقّ جلّ و علاّ.

نفاق: دورويي و دورنگي

در نفاق افتاده بود: در راه نفاق افتاده بود ، اهل دو رنگي بود.

مُعَبِّر:تعبير كننده خواب، خواب گُزار .

شکر خواب صبوحی :روياي شيرين بامدادي .

هم وِثاق: هم اطاق.

نقش می بستم: نقشه مي كشيدم ، در اين خيال بودم.

گوشه: كنار.

گیرم گوشه یی:گوشه گيري كنم، به گوشه يي پناه ببرم.

طاقت: تاب وتوان.

طاق: ( در برابر جفت ) يگانه ، بي همتا .

طاق افتاده بود: به نهايت بي طاقتي رسيده بود، از طاقت افتاده بود.

نصرت:ياري.

نصرت دین: ياري دين.

نصره الدّین:لقب شاه يحيي

اتّساق:انتظام، ترتيب دادن.

 

معانی ابیات غزل(۲۰۳)

 

(۱) سحرگاه دیروز چنین پیش آمد که چند جامی بزنم و از شوق بوسیدن لب ساقی، شراب به کامم شیرین و خوشگوار آمد.

(۲) به سبب مستی می خواستم بار دیگر با محبوبه دوره جوانی ، رجوع کنم ، اما میان ما طلاق قطعی واقع شده بود.

(۳) در راه طریقت به هر کجا و به هر مرحله که رسیدیم ، دیدیم که کار جمال پرستی با سلامت و ایمنی منافات و فاصله دارد.

(۴) ساقی! دم به دم جام می بده که در طی طریقت الی الله ، هر کس که عاشقانه و مستانه گام ننهاد به کوره راه دو رنگی و نفاق خواهد افتاد.

(۵) ای خوابگزار ، تعبیری خوش و خوب بنما که در رویای شیرین بامدادی شب پیش، دیدم که خورشید با من هم اطاق شده بود.

(۶) در این نقشه و تدبیرم بودم که از آن چشم مست دوری و کناره گبری کنم اما از دوری آن خم ابرو ، صبرو طاقتم طاق شده بود.

(۷) آن ساعتی که حافظ این شعر مغشوش را ( که هر بیتی مفهومی دارد) می سرود ، پرنده فکرش در بند آرزوهای دل افتاده و حالتی آشفته داشت.

(۸) اگر شاه یحیی از روی جوانمردی به یاری دین نمی شتافت ، کار و کشور و دین از روش صحیح و نظم و ترتیب خارج می شد.

 

شرح ابیات غزل( ۲۰۳)

 

وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

بحر غزل: رمل مثمّن مقصور

 

*

 

در میان رجال آل مظفر شاه یحیی از همه بی ارزشتر و فاقد صفات مثبت بود. او مردی لئیم و بد قول و منافق بود بارها پیمان شکنی کرد و بارها بر علیه پدر زن خود به توطئه پرداخت در یورش اول تیمور به ایران ملاقات او شتافت و اظهار عبودیت کرد و به همین سبب پس از مرگ شاه شجاع و در زمان سلطان زین العابدین که نامه تیمور را بی پاسخ گذاشته بود از طرف تیمور به حکومت شیراز منصوب شد ( سال ۷۸۹ ). این حاکم بخیل لئیم را حافظ از قبل می شناخت و چنانکه در فصل( چراحافظ به یزد تبعید شد) گفتیم از او خبری ندیده بود شاعر در بیت اول در کمال لطافت و زیرکی می گوید که ( در زمان سلطنت شاه یحیی به شیراز) دیشب سحر در عالم خواب ، خواب دیدم که یکی دو پیاله شراب نصیبم شد و در اشتیاق بوسه ساقی در رویا نوشیدم و به دنبال آن دربیت دوم می گوید بعد از مست شدن خواستم با شاهد عهد شباب خود یعنی شاه شجاع دوباره رجوع کنم اما متاسفانه بین ما طلاق بائن و قطعی افتاده ، یعنی او از دست رفته بود . در اين بیت شاعر اشاره به طلاق رجعی و طلاق بائن دارد و می دانیم که در طلاق رجعی هر گاه در زمان عُدّه بین زن و شوهر قبلی مقاربت انجام شود طلاق خود به خود باطل می شود ولی پس از طلاق قطعی یا بائن بایستی دوباره خطبه عقد جاری شود و کلاً تلمیحی است به آیه ۲۳۰ سوره بقره . مفاد دو بیت اول غزل در واقع یاد حسرت گونه یی از گذشته است که شاعر چنان ماهرانه بیان کرده است در این غزل مفاد سایر ابیات همانطور  که در شرح ابیات این غزل آمد، جدا جدا دل نشین ، لیکن بین آنها چه از لحاظ تعبیر و ایهام و چه از لحاظ شرح حال عاشقی با مطالب عرفانی روابطی بر قرار نیست و به همین سبب حافظ در بیت مقطع که خود به خوبی از این حال آگاه بوده می فرماید وقتی که من این غزل را می سرودم طایر فکرم در بند آرزوهای دل ، حالی بس آشفته داشت . و بدینوسیله شاعر، خوانندگان خود را در جریان پریشان احوالی خویش می گذارد . آنگاه به این بیت غزل بیتی می افزاید و می گوید اگر شاه یحیی به حمایت از دین بر نمی خاست کار دین و ملک از دست می رفت و این بیت الحاقی به جز چند نسخه در اکثر نسخ خطی دیده نمی شود و معلوم می شود که بعداً حذف شده است.

 

در پایان توجه خوانندگان محترم را به مفاد و ایهام بیت ششم این غزل معطوف می دارد . شاعر می گوید ای معبر و ای خوابگزار تعبیر خوش و دلنشینی از این خواب دیشب من به عمل آور، زیرا دیشب خواب می دیدم که با خورشید هم اتاق شده بودم و این اشاره یی است به جایگاه خورشید در آسمان چهارم یعنی جایی که حضرت مسیح پس از به دار کشیدن به آنجا رفت . در واقع شاعر مرگ خود را پیش بینی می کند و می خواهد بگوید که من به زودی از دست این نامردان خلاص خواهم شد و در کمتر از ۲ سال از سرودن این غزل به سرای باقی شتافت.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *