| ۱- | اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید |
| عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید | |
| ۲- | دارم امّید برین اشک چو باران که دگر |
| برق دولت که برفت از نظرم بازآید | |
| ۳- | آن که تاج سر من خاک کف پایش بود |
| از خدا می طلبم تا به سرم بازآید | |
| ۴- | خواهم اندر عقبش رفت و به یاران عزیز |
| شخصم ار باز نیاید، خبرم بازآید | |
| ۵- | گر نثار قدم یار گرامی نکنم |
| گوهر جان به چه کار دگرم بازآید | |
| ۶- | کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم |
| که ببینم که مه نوسفرم بازآید | |
| ۷- | مانعش غلغل چنگ است و شکر خواب صبوح |
| ورنه گر بشنود آه سحرم بازآید | |
| ۸- | آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ |
| همّتی تا به سلامت ز دَرَم بازآید | |
معاني لغات غزل (۲۲۶)
طاير قدسي : پرنده عالم پاك بالا ، پرنده عرشي ، كنايه از شاه شجاع.
پيرانه سر: سَرِ پيري .
برق: درخشش ، فروغ .
برقِ دولت:فروغ ستاره بخت واقبال.
شخص: پيكر ، تن ، كالبد و جودي انسان .
نثار:ريختن و پاشيدن زر و و گوهر به پاي عروس ، ريختن و پراكندن زر و سكّه بر سر عروس ، شا باش كردن ، افشاندن مسكوك يا نقل ونبات .
كوس:طبل ، دُهُل ، نقّاره .
كوس نو دولتي: نواختن دُهُل و طبل به هنگام استقرار دولت جديد بر پشت بام دار الحكومه به منظور با خبر شدن مردم از اين واقعه .
غلغل چنگ: صداي چنگ ، صداي بم و همهمه مانند چنگ .
شكر خواب صبوح: خواب شيرين بامداداي .
آرزومند رخ شاه چو ماهم: آرزوي ديدارِ رويِ چون ماه شاه را دارم .
معاني ابيات غزل (۲۲۶)
(۱) اگر يكبار ديگر آن پرنده عرشي صفت بر من وارد شود ، در اين سر پيري ،عمر از دست رفته ام دوباره به من بر مي گردد .
(۲) از اين اشك چون باران چشمداشت دارم كه برق سعادتي كه از جلو ديدگانم رفته است دوباره ( در آسمان اقبال جهش كرده ) وبه چشم بخورد.
(۳) از خدا مي خواهم كه آن كسي كه خاك زير پايش به منزله تاج سر من بود بار ديگر به سر من باز گردد.
(۴) به دنبال محبوب خود خواهم شتافت و اگر من شخصاً به نزد ياران عزيز برنگردم خبر( جان سپردن) من به آنها خواهد رسيد.
(۵) اگر گوهر جان خود را به زير پاي يار عزيز نريخته و نثار مقدم او نكنم ، اين جواهر جان ديگر به چه درد من خواهد خورد.
(۶) اگر در يابم كه ماه تازه سفر كرده من بر مي گردد از پشت بام خوشبختي تقّاره دولت جديد را به صدا در خواهم آورد.
(۷) صداي غلغل نواختن چنگ و خواب شيرين بامدادي مانع كار است و گرنه اگر آه و ناله سحر من به گوش او برسد يقيناً باز خواهد گشت .
(۸) حافظ از آرزوي ديدار وي چون ماه شام را دارم . همتي كن تا به سلامت به خانه من باز گردد.
شرح ابيات غزل (۲۲۶)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
بحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم
*
عماد فقيه :
اگر آن طاير فرخنده لقا باز آيد
جان علوي به تن سفلي ما باز آيد
*
اين غزل نيز همانند غزل ۲۲۵ در فاصله ۷۶۵-۷۶۷ يعني در فاصله زماني كه شاه شجاع از حكومت به دور و شاه محمود بر شيراز حكومت مي كرد و در اشتياق بازگشت مجدد او سروده شده است .
و همه ابيات حكايت از شوق وافر شاعر به مراجعت و رسيدن دوباره شاه شجاع به سلطنت مي كند. شاعر در بيت دوم اشك خود را به مانند باران تصور كرده و از اين باران انتظار جهش برق دولت، در فضاي ابر آلود دوري از ديار شاه را دارد . اينكه در بيت چهارم مي گويد خيال دارد به دنبالش بروم و اگر هم باز نگشتم ياران خواهندفهميد كه من در راه ديدار او فداكاري كردم بدين سبب است كه شاه شجاع پس از ترك شيراز و در خلال مدتي كه در كار تدارك حمله مجدد به شيراز بود يا حافظ مكاتبه و مراوده داشته و از او مي خواهد كه به او بپيوندد و حافظ از اين كار طفره مي رود و اين موضوع تا حدي سبب دلگيري شاه شجاع شده و حافظ تلويحاً در غزلي ديگر از اين عمل اظهار پشيماني مي كند. اينك در اين غزل لفظاً و لساناً جبران مافات را كرده و مي گويد حال چنين خيالي را دارم كه به او بپيوندم.
نواختن كوس و نقاره نو دولتي از قديم الايام مرسوم بوده و به هنگام ورود حكمران يا شاه به دارالحكومه بر بالاي بام عمارت حكومتي به منظور آگاهي عموم نواخته مي شده وامروزه به جاي آن پرچم مخصوص را بر فراز كاخ پادشاهان به اهتزاز در مي آوردند . همچنين در رؤيت ماه رمضان و شوال وبه هنگام اذان صبح و غروب ايام رمضان در سابق ، در شهر ها نقاره نواخته مي شد.
