Menu

غریب و بی‎نصیب

ما در وطن و مملکت خویش غریبیم
از هر چه در آن فایده، بی بهر و نصیبیم

 

داریم بسی حب وطن در دل و افسوس
بی یاور و بی مونس و بی یار و حبیبیم

 

لفظ جلو نام که (دکتر) بود، افراد
را ظنّ بر این است که یک فرد طبیبیم

 

خوردیم فریبی ز فریبائی و ز آن پس
تصمیم گرفتیم کسی را نفریبیم

 

اصرار سخن گفتن در جمع نداریم
هر چند که در شعر شهیریم و خطیبیم

 

لب بسته و خاموش ولی گوش بود باز
اصرار نداریم که دانند ادیبیم

 

ز آنرو که قضاوت کند ایام، پس از مرگ
خاموش (جلالی) و طرفدار شکیبیم

 

یزد ـ ۹۷/۰۹/۲۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *