Menu

فاخته مترجم!

مرا به پیکر غمدیده تا که جان باشد
به چهره از غم و درد و محن نشان باشد

 

به سینه مرغ دلم می تپد ز بیم و امید
به لرزشی که به بینندگان عیان باشد

 

دو لب به جای تبسم ز فرط شور و نشاط
گره بود گهی و گاه در فغان باشد

 

فغان ز رنج و عذابی بود که از غم یار
درون سینه به کنج دلم نهان باشد

 

نوای فاخته کوکو کنان ز قول من است
اگر مدام لب بام بر زبان باشد

 

بر آن سرم که دهم آب و دانه اش، زیرا
مترجمی ست توانا و جای آن باشد

 

امید آنکه (جلالی) نگار من شنود
اگر مجاور این بام و این مکان باشد

 

یزد ـ ۹۷/۱۲/۱۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *