Menu

قهر بت عیار

گر آن بت عیار کند قهر چه بهتر
با قهر رود یکسر از این شهر چه بهتر

 

قهر بت عیار به از آشتی اوست
گر آن بت عیار کند قهر چه بهتر

 

بیچاره گمان کرده اگر رفت نباشد
امثال وی، ار رفت ازین دهر چه بهتر

 

ترسانده و تهدید نمودست که خواهد
از دست من آن یار خورد زهر چه بهتر

 

در بحر فنا اوفتد ار عنصر ناپاک
آلوده نخواهد شدن آن بحر، چه بهتر

 

گر بر سر من پا ننهد این بت عیّار
سر راست ننمایم، نخورم زهر، چه بهتر

 

از دیده نبارم دگر از فرقت او اشک
جاری نشود بر رخ من نهر، چه بهتر

 

هرگز نبرد بهره ز دیدار (جلالی)
از قهر و غضب می برد او بهره چه بهتر

 

یزد ـ ۹۶/۱۲/۱۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *