Menu

عامیان

نگردانند تنها عامیان بر گرد سر ما را
عوامُ النّاسِ کَالاَنعام گَردانَند دُنیا را

 

مروّت برده اند از یاد و از فرط فراموشی
زِ خاطر برده اند این عامیان رسم مدارا را

 

چو با یک چشم می بینند دارا را و ناداران
نمی بینند فرق بین ناداران و دارا را

 

عوام النّاس نگذارند فرق نرمی از سختی
زِ هم، هم فرق بین خار و گل با سنگ خارا را

 

نه بینند امتیاز بارز یک خادم از خائن
نه یوسف را زِ پرهیز و نه از شهوت زلیخا را

 

زِ نادانی یکی عامی زبان باز است و گر بیند
که کر یا بسته باشد گوش خالی می کند جا را

 

تو افق نیست بین عارفان و عامیان زینرو
(جلالی)، سویِ کوی عامیان هرگز مَنِه پا را

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۱۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *