Menu

غزل شماره ۲۵۰

247

۱- حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز
۲- شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
۳- جز فلاطون خم نشین شراب
سرّ حکمت به ما که گوید باز
۴- هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
۵- نگشاید دلم چو غنچه ، اگر
ساغر لاله گون نبوید باز
۶- بس که در پرده گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
۷- گرد بیت الحرام خم، حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز

 

معانی لغات غزل ۲۵۰

 

خونین دل:خون به دلان ، رنجيده خاطران ، عاشقان خون به جگر.

خون خم: خون بهاي خم.

جوید باز: باز جويد، پس گيرد .

فلاطون:افلاطون حكيم يوناني .

فلاطون خُم نشین شراب:شراب در خم نشسته كه در حكمت به افلاطون مي ماند .

خم نشین: منظور اصلي ، ديوژن حكيم يوناني است كه در خم منزل داشت و شايد شاعر به حكم ضرورت شعري به نام فلاطون را به جاي ديوژن در شعر آورده و يا به اشعار نظامي كه از خم نشيني افلاطون براي ساختن اغاني حكايت دارد نظر داشته است.

سّرِ حکمت: اسرار حكمت، كشف حقايق و رموز طبيعت به كمك عقل و منطق .

کاسه گردان: ۱-كسي كه به منظوزر گدايي كاسه يي به دست گرفته و به هر سو مي گردد، ۲- كسي كه براي نيرنگ بازي و فريب كاري كاسه يي را بر سر چوب به مهارت مي چرخاند و توجه مردم را به خود جلب مي كند و منظور شاعر معناي اولي است .

نگشاید دلم:دلم گشاده نمي شود .

ساغر لاله گون: پياله مانند گل لاله.

بس که در پرده چنگ گفت سخن: چه بسيار چنگ در پرده موسيقي و با رمز وكنايه ، سخن گفت.

بُبرش موی: مويش را ببر، تارهاي آن را قطع كن .

نَمَوید:مويه نكند ، گريه و زاري نكند.

بیت الحرام: خانه مقدس ، خانه خدا هتك حرمت آن حرام است . ودر اصطلاح صوفيه كنايه از قلب انسان كامل است.

بیت الحرام خم: حرمسراي ميخانه عرفاني .

بپوید: طواف كند.

 

معانی ابیات غزل (۲۵۰)

 

(۱) حال مردم خون به جگر را چه کسی باز گو می کند و چه کسی خون بهای خُم را پس می گیرد .

(۲) اگر نرگس که چشمان مست دارد از این به بعد از زمین بروید باید از چشمهای خمارین می پرستان ( محروم ) شرم زده باشد .

(۳) به غیر از شراب که افلاطون وار در خم نشسته چه کس دیگری می تواند اسرار ماورا الطبیعه را به ما باز گو کند.

(۴) هر کس که به مانند لاله برای گدایی ، کاسه گردانی کرد ، از این ستمی که بر خود روا داشته باید چهره خود را با خون بشوید .

(۵) اگر دل من جام لاله مانندی ( از لبش ) را بار دیگر نبوید ( وننوشد) به مانند غنچه ، همیشه دلگرفته و لب بسته خواهد ماند .

(۶) وه! چه قدر چنگ در پرده و با رمز و کنایه سخن گفت ! رشته ها و تارهای آن را قطع کن تا این همه ناله وزاری سر ندهد.

(۷) اگر عمری برای حافظ باقی باشد ، بار دیگر در حرمسرای میخانه با سر ، گرد خم طواف خواهد کرد .

 

شرح ابیات غزل (۲۵۰)

 

وزن غزل : فاعلاتن مفاعلن فع لان

بحر غزل : خفیف مسدّس مخبون اصلم مسبغ

 

*

 

این غزل از گفته ها و شکواییه ها ی دوران جوانی شاعر و مربوط به اوایل حکومت امیر مبارزالدین محتسب است که به دستور او در میخانه ها رابسته وخمها شکسته شد. شاعر در ابیات این غزل که به منزله سوکنامه میخانه و شراب است با مضامین دلنشینی اندوه باطنی خود را از پیشامد ناگوار تعطیلی میخانه ها ابراز می دارد و می فرماید :

۱- کیست که باز گو کننده حال زار و نزار باده نوشان بوده وبتواند انتقام خون خمهای شراب شکسته شده را بگیرد.

۲- نرگس که دارای چشمهای مست و خمارین است اگر از این پس سر از گل به در آورد از چشمهای خمارین مشتاقان شراب شرمنده بادا .

 

۳- علم حکمت، اسرار طبیعت و ماوراء طبیعت را نمی تواند بازگو و تفهیم کند و اشخاصی مانند دیوژن و افلاطون حکیم ول معطلند و به غیر از شرابی که مانند افلاطون در خم نشسته است دیگری نمی تواند سر حکمت کاینات را از راه اشراق و عرفان به ما بفهماند . باید دانست حافظ در اینجا اگر بر خلاف نظریه اکثریت که دیوژن حکیم و فیلسوف را خم نشین می دانند . او افلاطون را به خم نشینی نام برده است. بدین سبب است که نظامی فرموده است.

 

….. فلاطون برآشفت از آن انجمن

که استادی او داشت در جمله فنّ

شب وروز از اندیشه چندان نخفت

کَـاغـانی بـرون آوریـد از نـهفـت

به خم در شد از خلق و پی کرد گم

نشان جست از آواز این هفت خم

کسی کو سماعی نه دلکش کند

صـدای خـم آواز او خوش کند .

و شاید دلیل دیگرش ضرورت شعری است که نام دیوژن در وزن شعر به خوبی جاافتاده است.

۴- هر باده نوشی که به مانند لاله کاسه وپیاله گدایی در دست گرفته و از هر کجا تقاضای شراب نادر الوجودرا می کند از این ستمی که بر خود و آبروی خود روا داشته چهره اش از شرم سرخ و سیاه خواهدشد.

۵- اگر دل من ساغر و پیاله لاله مانند را نبوید و ننوشد مانند غنچه ، دلگیر خواهد ماند.

۶- حوصله ام از همهمه وناله های نامفهوم جنگ سر رفته است تارهای او را از هم بدرید تا اینقدر ناله وزاری نکند .

۷- اگر عمر حافظ کفاف دهد و خدا بخواهد ورق بر می گردد و بار دیگر حافظ گرد خُم شراب و در بیت الحرام میخانه با سر طواف خواهد کرد.

چنین مضامینی در چنان حکومتی، شجاعت زايدالوصفی را طلب می کند و این غزل سندی از شهامت و شجاعت ذاتی حافظ به حساب می آید .

۲ دیدگاه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *