Menu

بیجّه یَزّی (ذوقافیتین ـ فارسی سَرَه)

 

 

این بیجَّه آخ و اوف کُنانَست و هیزدَرد
گیر کِرده در میونِه ز تیفون و ریزگَرد

 

چیزی دِیَه نَمونده تو جیفش زِ خوردَنی
از بَس تو بادو خاک بِپاش و بِریز کَرد

 

شولی تو دولچه بود، دَمرو گشت و رِخ رو میز
بر روی خِرت و پرت و بِشُد رویِ میز زرد

 

چون داغ بود، دور و بَرِش دَس نَبُرد گذاش
یک لَم بِشَه که تا بِشَه لیز و پیلیز و سرد

 

با مرگ دست و پنجه کُنَد نرم گر کُنَد
با سیمِ لُخ کَلی تو سولاخِ پیریز مَرد

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۶/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *