Menu

بینش عارفان

 

 

بانگ اذان و عَرَبده در گوش کر یکیست
در آن غریو مست و دعای سحر، یکیست

 

زیبائی است و زشتی، یکسان برای کور
چون بر جمالِ یار نَدارد نَظَر، یکیست

 

تعریف داهیانه و تنقیدِ بی دلیل
در نزد عارفانِ زمان در اثر، یکیست

 

در پیش سالکانِ طریقت سکوتِ محض
با وردِ دسته جمعی و با شور و شر یکیست

 

مقصود اگر به اوج حقایق رسیدن است
راه دراز و کوتَه اَمن و خطر یکیست

 

در چشم کودکانِ زر و سیم ناشناس
ذراتِ سنگریزه و در و گهر یکیست

 

گر بی طمع به مکنت مردم نظر کنی
میزان مال کمتر و یا بیشتر، یکیست

 

برحسب رویداد زمان نزد عارقان
تلخی و شهد مزه زهر و شکر یکیست

 

تا رنگ زرد چهره، (جلالی) عوض شود
تأثیر اشک دیده و خون جگر یکیست

 

ده بالای یزد ـ ۱۳۹۴/۰۴/۰۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *