بانگ اذان و عَرَبده در گوش کر یکیست
در آن غریو مست و دعای سحر، یکیست
زیبائی است و زشتی، یکسان برای کور
چون بر جمالِ یار نَدارد نَظَر، یکیست
تعریف داهیانه و تنقیدِ بی دلیل
در نزد عارفانِ زمان در اثر، یکیست
در پیش سالکانِ طریقت سکوتِ محض
با وردِ دسته جمعی و با شور و شر یکیست
مقصود اگر به اوج حقایق رسیدن است
راه دراز و کوتَه اَمن و خطر یکیست
در چشم کودکانِ زر و سیم ناشناس
ذراتِ سنگریزه و در و گهر یکیست
گر بی طمع به مکنت مردم نظر کنی
میزان مال کمتر و یا بیشتر، یکیست
برحسب رویداد زمان نزد عارقان
تلخی و شهد مزه زهر و شکر یکیست
تا رنگ زرد چهره، (جلالی) عوض شود
تأثیر اشک دیده و خون جگر یکیست
ده بالای یزد ـ ۱۳۹۴/۰۴/۰۵
